سمنان - خاطرات

آخرین اخبار:
خاطرات
در آغوش شهادت

در آغوش شهادت

مادر شهید «داریوش(محسن) یغمانژاد» نقل می‌کند: «محسن را از توی آب بیرون کشیدم و سرش را به لبه کانال تکیه دادم. انگار نفس نمی‌کشید. کلاه را از روی سرش برداشتم و خوب نگاهش کردم. به شهادت رسیده بود.»
قلبش برای انقلاب می‌تپید
قسمت دوم خاطرات شهید «مجید عالمیان»

قلبش برای انقلاب می‌تپید

دوست شهید «مجید عالمیان» نقل می‌کند: «مجید همانند دیگر مردم ایران قلبش برای پیروزی انقلاب می‌تپید و هر کاری که از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. همواره در اندیشه حل مشکلات اجتماعی مردم بود.»
خوابی که به مادر آرامش داد
قسمت نخست خاطرات شهید «مجید عالمیان»

خوابی که به مادر آرامش داد

پدر شهید «مجید عالمیان» نقل می‌کند: «به خاطر استعداد و توان علمی‌اش در نهضت سوادآموزی جهت تدریس به کار گرفته شد. به قدری در این کار مهارت پیدا کرد که از سوی مسئولین نهضت سوادآموزی شهرستان به وی لوح تقدیر و جوایزی ارزنده اهدا شد.»
هر کسی ماه محرم شهید بشه، مثل یاران امام حسینه
قسمت دوم خاطرات شهید «محمدعلی شاه حسینی»

هر کسی ماه محرم شهید بشه، مثل یاران امام حسینه

مادر شهید «محمدعلی شاه حسینی» نقل می‌کند: «از جبهه آمده بود. توی خانه دور هم نشسته بودیم. به برادرش مهدی می‌گفت: هر کسی توی این ماه شهید بشه مثل یاران امام حسین تو کربلا می‌مونه.»
با اعتقاد دینی راهش را انتخاب کرد
قسمت نخست خاطرات شهید «محمدعلی شاه‌حسینی»

با اعتقاد دینی راهش را انتخاب کرد

مادر شهید «محمدعلی شاه‌حسینی» نقل می‌کند: «از همان كوچكی سر به زیر بود. غم ما را می‌خورد و دلش از من كنده نمی‌شد. جانش به جان من بسته بود. او خودش می‌دانست و با اعتقاد دینی این راه را انتخاب كرد.»
از مکه برای دیدن ما آمد

از مکه برای دیدن ما آمد

برادر شهید «علی‌اکبر درخشان‏ پور» نقل می‌کند: «چند شب نگذشته بود که در خواب دیدمش. گفت: می‌خوام برم. دارم از مکه میام، اومدم شما رو ببینم.»
عشق به امام، مسیر شهادتش را هموار کرد
قسمت نخست خاطرات شهید «محمودحسین عباسی»

عشق به امام، مسیر شهادتش را هموار کرد

اقوام شهید «محمودحسین عباسی» نقل می‌کند: «او عاشق امام(ره) بود. نماز‌های طولانی، راز و نیاز شبانه، مطالعه کتاب‌های مذهبی همه و همه دست به دست هم داد تا از او انسانی باایمان ساخت.»
اگر از ته دل بخواهی، شهید می‌‌شوی
قسمت دوم خاطرات شهید «سلمان کاری»

اگر از ته دل بخواهی، شهید می‌‌شوی

همسر شهید «سلمان کاری» نقل می‌کند: «گفتم: حواست كجاست؟ دو سه سالی می‌شه که جنگ تموم شده. آهی از ته دل كشید و گفت: آخر نماز از خدا خواستم شهادت نصیبم بشه و مرگم با شهادت باشه. با آنكه جنگ تمام شده بود، دعایش مستجاب شد.»
اقتدا به امام زمان(عج) در نماز
قسمت نخست خاطرات شهید «سلمان کاری»

اقتدا به امام زمان(عج) در نماز

دوست شهید «سلمان کاری» نقل می‌کند: «سلمان با لحن آرامی پرسید: دوست داری نماز اول وقتت، با نماز آقا امام زمان(عج) بره بالا؟ پس اول نماز.»
بعدی 1 2 3 4 5
طراحی و تولید: ایران سامانه