نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

عنایت حضرت ابوالفضل(ع) به اُسرا در گودال اسارت بعثی ها

عنایت حضرت ابوالفضل(ع) به اُسرا در گودال اسارت بعثی ها

نوید شاهد – کتاب «حکایت زمستان» خاطره‌ای از آزاده «عباس حسین مردی» است که در یکی از خاطرات می خوانیم: زمانی که به همراه برخی از شهدا به دست بعثی‌ها در گودالی افتاده بود، با صدا زدن نام ابوالفضل (ع) و گرفتن شال ایشان از مرگ نجات یافت.
جهاد شهید «شهید محمود رادمهر» برای کسب روزی شهادت

جهاد شهید «شهید محمود رادمهر» برای کسب روزی شهادت

نوید شاهد- کتاب «شهید عزیز» حاوی خاطراتی دلنشین و درس آموز از زندگی دلیر مردی است که نگذاشت علاقه اش به دنیا و زرق و برق‌هایش او را به مقصودش نرساند. «شهید محمود رادمهر» از جمله لشکریان لشکر ۲۵ کربلا است و در خان طومان سوریه به شهادت رسیده است. کتاب بر مبنای خاطرات دوستان، مادر و همسر این شهید والامقام نوشته شده است. در ادامه خاطره‌ یکی از همرزمان این شهید والامقام را می‌خوانید.

برمی‌گردم دوباره می‌خرم

نوید شاهد - «برمی‌گردم دوباره می‌خرم» عنوان یکی از خاطره‌های کتاب «روزگار بی تکرار» از مجموعه خاطرات راویان پیام آوران ایثار است که «حسین موذن» از زبان فرزند شهید شهناز اسدی‌نیا به بازآفرینی آن پرداخته است. در ادامه این خاطره را می‌خوانید.
تلاش شهید برای سرگرمی خواهر‌ها و برادرهایش

تلاش شهید برای سرگرمی خواهر‌ها و برادرهایش

نوید شاهد- کتاب «عروس آسمان»؛ خاطرات «شهید طاهره هاشمی» نوشته «وجیهه علی اکبری سامانی» و از آثار «نشر شاهد» است. یکی از خاطره های کتاب «تلاش شهید برای سرگرمی خواهر‌ها و برادرهایش» نام دارد که توسط «عصمت هاشمی» (خواهر شهید) روایت شده است که در ادامه می خوانید.
مهارت شکسته‌بند اردوگاه

مهارت شکسته‌بند اردوگاه

نوید شاهد – «درمان درد دوران اسارت» عنوان یکی از خاطره های کتاب «حکایت زمستان» است. آزاده «عباس حسین مردی» در این خاطره از مهاتر شکسته بند کردی صحبت می کند که درمان درد اُسرا بود. در ادامه این خاطره را می خوانید.
همنشینی با قرآن در جوار امام رئوف

همنشینی با قرآن در جوار امام رئوف

نوید شاهد – کتاب «میهمان خدا» خاطرات «شهید حافظه سلیمان شاهی» است. يکی از خاطره های کتاب «همنشینی با قرآن در جوار امام رئوف» است و این کتاب توسط نشر شاهد منتشر شده است. حافظه سلیمانی زمانی که با خانواده در مشهد ساکن بودند، با وجود سن کم خود در سالن میهمان سرا می نشست و برای زائران قرآن تلاوت می کرد و هدایایی که بابت این تلاوت به او می دادند را نمی پذیرفت.