آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۳۶۸۵
۱۲:۴۸

۱۴۰۵/۰۷/۲۹

از اعتراف به غفلت تا تمنای وصال؛ زمزمه‌های عارفانه شهید در محضر پروردگار

شهید «سید عبدالله طالبیان» در وصیت‌نامه‌ای سرشار از مضامین قرآنی و عرفانی، از غفلت‌های خویش، مبارزه با نفس و دل‌بستگی‌های دنیوی می‌گوید و با زبانی آمیخته به توبه و نیایش، از پروردگار طلب آمرزش می‌کند؛ نیایشی که در آن، سرمایه جان را پیشکش راه حق می‌داند و آرزوی قرار گرفتن در زمره مجاهدان و طالبان رحمت الهی را دارد.


به گزارش نوید شاهد خراسان رضوی، شهید «سید عبدالله طالبیان» دوم اردیبهشت سال ۱۳۳۶ در خانواده‌ای مذهبی و تحصیل‌کرده در شهرستان نیشابور دیده به جهان گشود. وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه و اخذ دیپلم ریاضی، تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ریاضی ادامه داد و مدرک کارشناسی دریافت کرد. او در دوران انقلاب فرهنگی به جهاد سازندگی پیوست و در مسئولیت‌هایی همچون هیئت هفت‌نفره واگذاری زمین در نیشابور و عضویت در هیئت هفت‌نفره استان خدمت کرد. این شهید والامقام که ارادتی عمیق به اهل‌بیت (ع) داشت، در کنار فعالیت‌های علمی و اجتماعی، به هنر نقاشی، به‌ویژه مینیاتور و سیاه‌قلم، علاقه‌مند بود. سرانجام در سومین حضور خود در جبهه، ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۶۵ در منطقه مهران بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید.

از اعتراف به غفلت تا تمنای وصال؛ زمزمه‌های عارفانه شهید در محضر پروردگار

فرازی از وصیت نامه شهید:

بیداری از غفلت در پرتو رحمت الهی

در پندار خویش بودیم تا آنکه از لابه‌لای امواج رحمت مقلّب‌القلوب، به ناگاه برقی جهید و تا اعماق جان دوید و در جان مرده ما روحی دیگر دمید. جای درنگ نبود؛ دست و رو ناشسته برخاستیم و در پی خیل روندگان راه تو دویدیم، در حالی که دستمان به تضرع بلند بود که: «رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا».

اما غفلت دیرینه را تضرع کافی نبود. جان بی‌مایه را زیر بغل گرفتیم و گفتیم: «رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ».

جهاد با نفس و آرزوی وصال

پنداشتیم که خالصیم، اما سگ نفس همچنان در پی ما روان بود. طلب وصال داشتیم، اما مخاطب کلام خداوندی بودیم که: «اقْرَأْ کِتَابَکَ کَفَىٰ بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا».

سر افکنده، سر به زیر انداختیم که کتاب ما سخت پریشان بود؛ اما مگر پناهگاه دیگری سراغ داشتیم؟ پس دیگر بار فریاد کردیم: پروردگارا! سربازی هستیم از سربازان مکتب و هوای نصرت حسین(ع)، آن سبز کربلای سرخ، را در سر داریم و سرمایه جان، یگانه پیشکشمان است.

مصیبت؛ زمینه تعالی و انتخاب مسیر بندگی

به نام او که نامش دوای دل‌های خسته است و ذکرش شفای قلب‌های شکسته. معرفتش معراج عارفان است و قدرتش موجب استواری مجاهدان.

سپاس او را که مصیبت را موجب تعالی انسان قرار داد، بشر را صاحب اراده نمود و به وی نعمت انتخاب عطا فرمود تا اسفل‌السافلین را زیر پا نهد، در «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ» بگدازد و طریق «الَّذِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» را بپیماید، پذیراى «إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» گردد و آنگاه در مقام «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ» آرام گیرد.

اعتراف به غفلت و رهایی از تعلقات دنیا

خداوندا! بندگانی بودیم غافل، با کوله‌بار سنگین تعلق‌ها؛ بار سنگین بود، اما دست تهی؛ راه روشن بود، اما قلب تاریک؛ صراط مستقیم بود و ما مغضوب. جهان به تسبیح تو در خروش بود و ما در سکوت خویش خموش.

زنجیر ضلالت را به دست خویش بر پای هدایت بسته بودیم و دل‌های خود را به رنگ‌های دنیا خسته نمودیم. مصداق کلام مولای علی(ع) بودیم که فرمود: «یا أَسْرَى الرَّغْبَةِ أَقْصِرُوا»؛ ای گرفتاران خواهش نفس! بازایستید که دلبند به دنیا را نمی‌ترساند، مگر صدای دندان مصیبت‌ها و اندوه‌هایشان.

زمزمه آمرزش در سپیده‌دم رحمت

این بار نسیم جانبخش رحمت خداوندی بود که بر چهره‌های عرق‌کرده و تن‌های زخم‌خورده می‌وزید و صبح صادق را نوید می‌داد؛ در حالی که با خالق خویش زمزمه می‌کردیم:

«رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ».

خداوندا! روز قارعه و یوم‌الحساب، مرا سید و عبدالله و از طالبان رحمتت قرار ده.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه