احسان؛ از خادمی حرم تا آسمانیشدن

به گزارش نوید شاهد زنجان، بعضی خاطرهها با گذشت زمان نهتنها کمرنگ نمیشوند، بلکه هر بار با یادآوریشان، بخشی از زندگی عزیز ازدسترفته دوباره در ذهن زنده میشود. برای مادری که فرزندش را در حمله رژیم صهیونیستی از دست داده است، مرور خاطرات فرزند، هم یادآور روزهای شیرین گذشته است و هم روایت داغی که هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد.
بانو زهرا رمضانی، مادر شهید «احسان قاسمی»، در گفتوگو با اشاره به ویژگیهای اخلاقی و فعالیتهای فرزندش، از جوانی میگوید که احترام به خانواده، انس با قرآن، حضور در برنامههای مذهبی و خدمت به دیگران در زندگیاش جایگاه ویژهای داشت. آنچه در ادامه میخوانید، روایت مادر شهید از زندگی، فعالیتها و شهادت فرزندش است.
احسان چه ویژگیهای اخلاقی داشت و رابطهاش با خانواده چگونه بود؟
احسان فرزندم بود و من از نزدیک شاهد رفتار و اخلاقش بودم. احترام به پدر و مادر برایش اهمیت زیادی داشت. هیچوقت صدایش را در برابر ما بالا نمیبرد و بیاحترامی نمیکرد. این رفتار او برای من بهعنوان مادر، خاطرهای ماندگار است. وقتی به گذشته نگاه میکنم، در کنار همه فعالیتهایی که داشت، همین احترام و توجه به خانواده از ویژگیهایی است که بیشتر در ذهنم مانده است.
او در کنار زندگی خانوادگی، به فعالیتهای دینی و فرهنگی هم علاقه داشت و سعی میکرد در برنامههایی که برگزار میشد، حضور داشته باشد. این علاقه فقط به شرکت در مراسم محدود نبود؛ خودش نیز برای برگزاری برنامهها و فراهم شدن زمینه مشارکت دیگران تلاش میکرد.

خادمی در حرم مطهر امام رضا (ع) چه جایگاهی در زندگی احسان داشت؟
یکی از فعالیتهایی که احسان با علاقه دنبال میکرد، خدمت در چایخانه حرم مطهر امام رضا (ع) بود. او سالی دو بار و هر بار حدود ۱۰ روز در این مکان حضور پیدا میکرد و به زائران خدمت میکرد. این فرصت برایش ارزشمند بود و با علاقه در آن شرکت میکرد.
احسان به فعالیتهای مذهبی علاقه داشت و حضور در فضای معنوی حرم رضوی نیز بخشی از همین روحیه بود. او در کنار این خدمت، در برنامههای فرهنگی و دینی دیگری هم مشارکت میکرد و تلاش داشت وقت و توان خود را در مسیری صرف کند که برایش ارزش معنوی داشت.
آیا احسان در زمینه فعالیتهای فرهنگی و مذهبی نیز برنامههایی داشت؟
بله، فعالیتهای فرهنگی و مذهبی بخش مهمی از زندگی او بود. در محل کار پدرش، اتاق کوچکی برای برگزاری برنامههای دینی و فرهنگی در نظر گرفته شده بود. در آنجا نماز جماعت، برنامههای هفتگی مذهبی، محافل انس با قرآن، زیارت عاشورا و مراسم مربوط به مناسبتهای مختلف برگزار میشد. فعالیتهای خیریه نیز از دیگر برنامههایی بود که در این فضا دنبال میکردیم.
احسان در این برنامهها نقش داشت و برای برگزاری و ادامه آنها تلاش میکرد. او دوست داشت چنین فعالیتهایی برقرار بماند و افراد بیشتری بتوانند در برنامههای فرهنگی، مذهبی و قرآنی شرکت کنند. این کارها برای او صرفاً برنامههایی مقطعی نبودند، بلکه بخشی از دغدغههایش را تشکیل میدادند.
«طرح احسان» چگونه شکل گرفت و چه ارتباطی با فعالیتهای قرآنی فرزندتان دارد؟
احسان برنامهای را برای حفظ قرآن کریم آغاز کرده بود. این فعالیت پس از شهادتش با نام «طرح احسان» ادامه پیدا کرد. برای ما، ادامه این طرح اهمیت زیادی دارد؛ چون با علاقهای که او به قرآن داشت، ارتباط مستقیم دارد و باعث میشود نامش در مسیری فرهنگی و قرآنی زنده بماند.
از دست دادن فرزند، اتفاقی نیست که بتوان آن را بهسادگی پذیرفت؛ اما وقتی میبینیم فعالیتی که او آغاز کرده بود، پس از شهادتش هم ادامه پیدا میکند، این موضوع برایمان ارزشمند است. «طرح احسان» یادآور علاقه او به قرآن و تلاشی است که برای گسترش این فعالیت انجام داده بود.
احسان تا چه اندازه مسائل جامعه و کشور را دنبال میکرد؟
او به مسائل روز و اتفاقاتی که در کشور رخ میداد، توجه داشت. اخبار و تحولات را دنبال میکرد و از طریق شبکههای اجتماعی تلاش میکرد اطلاعات بیشتری درباره موضوعات مختلف به دست آورد. وحدت و آگاهی نسبت به شرایط جامعه از مسائلی بود که برایش اهمیت داشت.
احسان نسبت به آنچه در اطرافش میگذشت، بیتفاوت نبود. دوست داشت مسائل را دنبال کند و شناخت بیشتری از شرایط کشور داشته باشد. این دغدغهها در کنار فعالیتهای مذهبی و فرهنگیاش قرار داشت و نشان میداد که توجه او تنها به یک بخش از زندگی محدود نبود.
احسان برای برادران کوچکترش چه جایگاهی داشت؟
احسان دو برادر کوچکتر دارد؛ یکی هشتساله و دیگری ۱۲ساله. بعد از شهادتش، دلتنگی برای او در زندگی ما باقی مانده است. برادرانش نیز او را الگوی خود میدانند و نبودنش برای خانواده، بهویژه برای آنها، بسیار سخت است.
هرکدام از ما خاطراتی از احسان داریم و با یادآوری آنها، بخشهایی از زندگیاش برایمان زنده میشود. رفتار او با خانواده، فعالیتهایش و علاقههایی که داشت، از خاطراتی است که فراموش نمیکنیم.
از شب ۳۱ خرداد ۱۴۰۴ و حادثهای که به شهادت احسان منجر شد، برایمان بگویید.
آن شب از مسجد مقدس جمکران برگشته بودیم. پس از بازگشت، حمله موشکی رژیم صهیونیستی اتفاق افتاد و خانه ما هدف اصابت موشک قرار گرفت. شرایط بسیار دشوار بود؛ دود، گردوغبار و آوار همهجا را فراگرفته بود و در آن وضعیت، پیدا کردن اعضای خانواده آسان نبود.
در میان آن شرایط، تلاش میکردم از وضعیت فرزندم باخبر شوم و او را پیدا کنم. حادثه بهقدری شدید بود که بخشهایی از خانه آسیب دید و وسایل ما نیز در میان آوار و خسارتها قرار گرفت. در جریان حمله، دست من بر اثر اصابت ترکش آسیب دید و ترکش به پهلوی احسان نیز اصابت کرد.
در آن لحظات، نگرانی برای فرزندم و تلاش برای پیدا کردن او، شرایط را دشوارتر میکرد. پس از آن حادثه، زندگی ما با فقدانی روبهرو شد که آثارش همچنان در زندگی خانواده باقی است. یادآوری آن شب برایم آسان نیست، اما بخشی از روایت زندگی فرزندم است.
پس از شهادت احسان، چگونه یاد و خاطرات او را در خانه زنده نگه داشتید؟
بعد از آن حادثه، به خانه دیگری نقل مکان کردیم و اتاقی را به نام «اتاق شهید احسان» اختصاص دادیم. این اتاق فضایی برای عبادت، دعا و قرائت قرآن است. دوست داشتیم مکانی داشته باشیم که بتوانیم در آن به یاد احسان باشیم و بخشی از خاطراتش را حفظ کنیم.
گواهیها، نوشتههای دوستان و وسایل یادگاری او را در این اتاق نگهداری میکنیم. انگشترها و هدایایی نیز که از رهبر انقلاب و فرماندهان جبهه مقاومت به او رسیده بود، در میان یادگارهایش قرار دارد. هرکدام از این وسایل برای ما ارزش خاصی دارد و یادآور بخشی از زندگی فرزندمان است.
برای ما، این اتاق تنها محلی برای نگهداری وسایل نیست؛ فضایی است که در آن میتوانیم با یاد احسان قرآن بخوانیم، دعا کنیم و خاطراتش را مرور کنیم. این کار به ما کمک میکند پیوند خود را با یاد او حفظ کنیم.
خانواده برای ادامه مسیر احسان چه اقداماتی را دنبال میکند؟
یکی از موضوعاتی که پس از شهادت احسان مطرح شد، اختصاص دادن دارایی و اندوختهای بود که برای آینده او در نظر گرفته شده بود، به مسیری برای تقویت توان دفاعی کشور. این تصمیم در راستای حمایت از کشور و پاسداشت راه شهیدان مطرح شد.
در کنار این موضوع، ادامه «طرح احسان» نیز برای ما اهمیت دارد. این طرح که با هدف حفظ قرآن کریم آغاز شده بود، پس از شهادت فرزندم نیز ادامه یافته است. برای ما ارزشمند است که فعالیتی که احسان به آن علاقه داشت، همچنان دنبال شود و نام او با قرآن و کار فرهنگی پیوند داشته باشد.
اگر بخواهید زندگی احسان را در چند جمله برای کسانی که او را نمیشناختند، توصیف کنید، چه میگویید؟
احسان فرزندم بود؛ جوانی که به خانواده احترام میگذاشت، به فعالیتهای مذهبی و قرآنی علاقه داشت، در خدمت به زائران شرکت میکرد و مسائل کشور برایش اهمیت داشت. او در مدت کوتاه زندگیاش فعالیتهایی را آغاز کرد که بخشی از آنها پس از شهادتش نیز ادامه پیدا کردهاند.
دلتنگی او برای ما باقی است و هیچ فعالیتی جای خالیاش را پر نمیکند؛ اما ادامه راهی که به آن علاقه داشت، بهویژه در زمینه قرآن و فعالیتهای فرهنگی، برایمان اهمیت دارد. امیدواریم «طرح احسان» و دیگر برنامههایی که با یاد او ادامه پیدا میکنند، بتوانند زمینهای برای ترویج فعالیتهای قرآنی و زنده نگه داشتن یاد فرزندم باشند.
انتهای پیام/