برگی از خاطرات شفاهی؛
فیلم | «پوتینهای خونین»
صارم بهادری بیرگانی، جانباز ۶۵ درصد دوران دفاع مقدس، از روزهای آتش و حماسه پرده از لحظهای میبرد که جبهه و خطمقدم شاهد ایثارگری اش بوده است او درباره آن واقعه روایت میکند: «در مسجد در حال استراحت بودیم که ناگهان صدای هواپیماهای دشمن به گوش رسید. وقتی به بیرون از مسجد آمدیم، در آن لحظه اصلاً متوجه نشدم بمب دقیقاً کجا اصابت کرده است فقط یادم هست که مسجد را هدف قرار دادند. موج انفجار همهجا را فرا گرفت و طولی نکشید که دیدم پوتین هایم پر از خون شده است در آن وضعیت بحرانی، چفیهام را از گردن باز کردم و محکم به پای مجروحم بستم با وجود درد شدید، هوشیاریام را از دست ندادم تا اینکه نیروهای امدادی از راه رسیدند، مرا در قایق گذاشتند و برای مداوا به عقب جبهه منتقل کردند.»