آخرین فراز زیارت عاشورا، پایان راه بسیجی نوجوان
به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید سعید عباسی» دوازدهم مرداد ۱۳۵۰ در شهرستان سمنان چشم به جهان گشود. پدرش علیاصغر نام داشت. مادر سعید دوران بارداری را با احتیاط کامل گذراند تا فرزندی شایسته تربیت کند. کودکی تیزهوش بود و کلاسهای درس را با موفقیت میگذراند. از همان کودکی با مسجد انس داشت و نمازهای مغرب و عشا را در مسجد میخواند. اهل مطالعه و عضو کتابخانه بود.

دانشآموز تیزهوش
مادر سعید نقل میکند: «به او گفت: آقا سعید! لطفاً به پدرت بگو فردا یک سری به مدرسه بزنه. گفت: چشم آقا! وقتی به منزل آمد، پدرش نبود. شب که پدرش آمد و دور سفره شام نشستیم، گفت: بابا! مدیرمون شما رو خواسته. اگه میشه فردا یک سری به مدرسه ما بزنین. پدرش پرسید: چکار دارن بابا؟ اتفاقی افتاده؟ او جواب داد: اتفاق که نه، ولی به من نگفتن که باهات چکار دارن. فردا پدرش به مدرسه چمران رفت. خیالمان از طرف سعید کاملاً راحت بود. توی مدرسه یک نفر نبود که از رفتار، کردار و درس سعید ناراحت باشد. منتظر ماندم. ظهر که پدرش به خانه آمد، با دلواپسی پرسیدم: مدرسه سعید رفتی؟ گفت: آره، از درس و اخلاق او راضی بودن. نظر مدیر مدرسه این بود که سعید رو به مدرسه تیزهوشان بفرستیم. پرسیدم: شرایط مدرسه تیزهوشان رو میدونی؟ گفت: نه، ولی میتونیم بپرسیم. رفت و از جاهایی تحقیق کرد. فهمیدیم اگر بخواهد به مدرسه تیزهوشان برود، باید اوّل هفته برود و آخر هفته برگردد. من که نمیتوانستم یک ساعت دوری او را تحمّل کنم، زیر بار نرفتم.»
آخرین فراز زیارت عاشورا
شخصیتش در مسجد و در محضر دایی جانبازش که قطعنخاع بود، شکل گرفت. دوره ابتدایی و راهنمایی را در سمنان گذراند و به دبیرستان رفت. در پانزده سالگی به جبهه اعزام شد. در عملات کربلای پنج شرکت داشت. تکتیرانداز بود. بیست و دوم بهمنماه ۱۳۶۵ پس از انجام عملیات، برای استراحت به عقب برگشتند.
از حمام بیرون آمد. گرد و غبار میدان جنگ را از تن پاک کرده و آخرین فراز زیارت عاشورا را هم با یکی از دوستان قرائت کرد. گلوله خمپاره نیمی از بدنش را برد و قبل از اینکه کسی با او حرف بزند، به شهادت رسید. پیکر پاکش پس از انتقال به سمنان و تشییع جنازه، در گلزار شهدای شهرستان سمنان، امامزاده یحیی(ع) به خاک سپرده شد.
انتهای متن/