خواهر شهید «رحمتالله ایثاری» نقل میکند: «خواب دیده بود که شهید میشود. اطلاعیهای تهیه کرده، روی آن نوشته بود: "شهید رحمتالله ایثاری" سپس آن را در تمام مقرها نصب کرده بود، بهگونهای که همرزمانش باور کرده بودند او نیز به شهادت رسیده است.»
برادر شهید «نصرالله تفضلی» نقل میکند: «فرمانده گفت: شما نه. نصرالله در جوابش گفت: تا اینجا برای جنگ خیلی زحمت کشیدم. وقتشه که مزدم رو بگیرم و سهمی توی آزادسازی خرمشهر داشته باشم.»
خواهرزاده شهید «رضا پرچ» نقل میکند: «همه اعضای خانواده میدانستند که درخت به نام او است. چند سال بعد به بار نشست و زمان شهادتش بار فراوانی داد و مهمانانی که برای مراسمش میآمدند با میوه همین درخت پذیرایی میشدند.»
شهید «حسن شاهی» شمشمین فرزند و دومین شهید خانواده رمضانعلی و زهرا، در اول دیماه ۱۳۴۵ در شهرستان سمنان به دنیا آمد. به عضویت بسیج درآمد و در مجمع ابوالفضل فعالیت می کرد. وی بیست و چهارم خرداد ۱۳۶۵ به شهادت رسید.
خواهرزاده شهید «حسن خدامی» نقل میکند: «برای جای خیلی مهمی خودش را آماده کرده بود. آن رایحه خوش از وجود پاکش بود نه عطری که مورد استفاده همه است. بوسیدمش و لحظاتی او را بوییدم. چهرهاش نورانی بود.»
شهید «غلامحسن گلابی» هشتم دیماه ۱۳۴۷ در روستای مهماندوست از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. از طریق کمیته انقلاب اسلامی آغازکرد و به عضویت لشکر روحالله درآمد. سرانجام چهارم اردیبهشت ۱۳۶۷ در خط پدافندی منطقه شلمچه به شهادت رسید.
شهید «حجتالله محمودزاده» نهم شهریور ۱۳۴۱ در روستای امامآباد دامغان به دنیا آمد. تا قبل از خدمت سربازی به عنوان باتریساز در تهران کار کرد. دوره سربازی را در سپاه و در منطقه کردستان گذراند. در زمان شهادت به عنوان فرمانده دسته انجام وظیفه میکرد. بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۶۳ با ترکشی که به سرش خورد به لقای پروردگار شتافت.