مکتب امام، نجات‌بخش بشریت

مکتب امام، نجات‌بخش بشریت

دوست شهید «نادر ناظری» نقل می‌کند: «پرسیدم: حالا كه در تربیت معلم پذیرفته شدی چه كار می‌كنی؟ جواب داد: در دانشگاه دیگری هم قبول شدم، دانشگاه امام خمینی.»
طاقت ماندن نداشت

طاقت ماندن نداشت

دوست شهید «داریوش یغمانژاد» نقل می‌کند: «در حالی که لباس‌هایش را در ساک می‌گذاشت، گفت: طاقت ماندن ندارم. مگه قراره از هر خانواده فقط یه نفر شهید بشه؟ من باید وظیفه‌ام رو انجام بدم.»
سرباز فداکار اسلام

سرباز فداکار اسلام

شهید «مجید عالمیان» در تمام مراحل مختلف تحصیلی دانش‌آموزی ساعی و تلاشگر بود. مجید در یک محیط خانوادگی باصفا و صمیمی زیر نظر پدر بزرگوارش رشد یافت.
«محمدعلی» خوش‌رو، سخت‌کوش و عصای دست پدر بود

«محمدعلی» خوش‌رو، سخت‌کوش و عصای دست پدر بود

شهید «محمدعلی شاه حسینی» به خاطر نزدیک بودن سن او با برادرش، مدتی از خدمت هم‌زمان در جبهه حضور داشتند. از ویژگی‌های شاخص شهید، خوش‌رویی و داشتن روحیه تلاش و جدیت در كار بود.
«علی‌اکبر» صادق، کم حرف و مهربان بود

«علی‌اکبر» صادق، کم حرف و مهربان بود

شهید «علی‌اکبر درخشان پور» از ویژگی‌های بارزش صداقت در گفتار و عمل، کم حرف بودن و عطوفت نسبت به خانواده و دوستان بود. وقتی به جبهه رفت، خیلی خوشحال شد و انگار که به آرزوی دیرینه‌اش رسیده بود.
معلمی که در محراب عشق، درس پرواز آموخت

معلمی که در محراب عشق، درس پرواز آموخت

شهید «محمودحسین عباسی» در دامان پدر و مادری متدین تربیت شد و از او مردی ساخت چون کوه، راست‌تر از سرو، روشن‌تر از چشمه، سبک‌بال‌تر از نسیم. هرروز با سبدی از صمیمیت به کلاس درس می‌رفت و با سرانگشتان ایمانش، آرزو‌های بچه‌ها را به شاخه فردا‌ها پیوند می‌زد.
بدرقه‌ای که اسماعیل از مادرش خواست

بدرقه‌ای که اسماعیل از مادرش خواست

مادر شهید «محمود کشاورزیان» نقل می‌کند: «من اصرار داشتم که با او در محل اعزام خداحافظی کنم. گفت: به شرط بدرقه‌ای با خوشحالی و خنده، نه گریه و بی تابی.»
نیاز خود را نادیده گرفت تا نیاز دیگران را ببیند

نیاز خود را نادیده گرفت تا نیاز دیگران را ببیند

پدر شهید «اسماعیل مطلبی» نقل می‌کند: «مادرش دو تا پتو به او داد. پتو‌ها را گرفت و به خانواده فقیری داد. گفت: من که نیاز ندارم، بهتره به اون خانواده بدم تا بچه‌هاش سرما نخورن.»
تمرین روزه، تمرین بندگی

تمرین روزه، تمرین بندگی

یکی از آشنایان شهید «هادی ملاکاظمی» نقل می‌کند: «گفتم: به تو که روزه واجب نیست. گفت: باید کم‌کم تمرین کنم تا وقتی روزه به من واجب می‌شه بتونم از عهده‌اش بر بیام.»
«رحیم» خوش‌رو، شوخ طبع و مهربان بود

«رحیم» خوش‌رو، شوخ طبع و مهربان بود

شهید «رحیم میرآخورلی» بیستم تیرماه ۱۳۳۵ در روستای سلمان از توابع شهرستان گرمسار چشم به جهان گشود. از ویژگی‌های بارزش: خوش‌رویی، شوخ طبعی و مهربانی بود. وی سی و یکم شهریور ۱۳۶۵ در اندیمشک به شهادت رسید.
بعدی 1 2 3 4 5