وقتی آرزوی عروسی پسر، به افتخار شهادت گره خورد

وقتی آرزوی عروسی پسر، به افتخار شهادت گره خورد

مادر شهید «ناصر میرآخوری» نقل می‌کند: «وسایل عروسی را خریده بودیم. دیدم برادرم دارد به طرف خانه‌ ما می‌آید و نگران است. جلو رفتم و گفتم: داداش! چی شده؟ گفت: ناصر شهید شده.»
او ماند تا به کاروان حسین(ع) برسد

او ماند تا به کاروان حسین(ع) برسد

مادر شهید «علی‌اصغر ولی» نقل می‌کند: «نذر کرده بودیم که اگر بماند اسم علی‌اصغر امام حسین(ع) را برایش انتخاب کنیم. او ماند تا بزرگ شد و رفت سربازی و شهید راه امام حسین(ع) شد.»
«امیر» شبش را با بغضِ رفیق به پایان رساند

«امیر» شبش را با بغضِ رفیق به پایان رساند

همسر شهید «امیر مرادی‌نسب» نقل می‌کند: «بغضش ترکید و گفت: من خوبم ولی دوستم... و گریه کرد. گفتم: دوستت چی؟ گفت: با هم بودیم. دوستم تیر به چشمش خورد و شهید شد.»
در مسیر فرهنگ، قرآن و جهاد

در مسیر فرهنگ، قرآن و جهاد

«شهید زمان رضاکاظمی» هشتم دی‌ماه ۱۳۴۱ در منطقه جهادیه سمنان به دنیا آمد. او هم‌زمان با تحصیل در جریان مبارزات انقلابی مردم حضور داشت و پس از پیروزی انقلاب، با عضویت در بسیج و سپاه، مسیر خدمت فرهنگی و جهاد در جبهه را ادامه داد و سرانجام در عملیات والفجر سه به شهادت رسید.
«علی‌اکبر احسانی»؛ از مکتب قرآن تا شهادت در آب‌های جنوب

«علی‌اکبر احسانی»؛ از مکتب قرآن تا شهادت در آب‌های جنوب

علی‌اکبر احسانی، فرزند محمد، از جوانان مؤمن و پرتلاش سرخه سمنان بود که در کنار کار کشاورزی و کمک به پدر، به فراگیری قرآن و مطالعه آثار شهید مطهری پرداخت. او پس از حضور در بسیج و سپاه و خدمت در جبهه، سرانجام یکم شهریور سال ۱۳۶۳، هنگام آموزش غواصی در آب رودخانه در منطقه جنوب به شهادت رسید.
حاضرم همه دنیا رو بدم، اما یک بار دیگه بابام بیاد

حاضرم همه دنیا رو بدم، اما یک بار دیگه بابام بیاد

دختر شهید «سید محمد مرتضی‌نژاد» نقل می‌کند: «گفت: اگه تو بچه شهید نبودی، بهداشتیار مدرسه می‌شدی؟ خیلی به من برخورد. اشک توی چشم‌هایم جمع شد. بغضم که نشست، گفتم: می‌دونی حاضرم همه دنیا رو بدم، اما یک بار دیگه بابام از سر کار بیاد و با من قایم‌باشک بازی کنه.»
شهید «حسن‌بیکی»، از بسیج و جبهه تا شهادت در عملیات مرصاد

شهید «حسن‌بیکی»، از بسیج و جبهه تا شهادت در عملیات مرصاد

شهید «زین‌العابدین حسن‌بیکی» بیست و پنجم فروردین ۱۳۵۱ در شهرستان دامغان به دنیا آمد. عضو بسیج شد و از طریق سپاه دامغان به جبهه رفت. وی سرانجام در عملیات مرصاد به شهادت رسید.
مسیر ایمانی یک مهندس جوان

مسیر ایمانی یک مهندس جوان

شهید «محمداسماعیل حیدرزاده» یکم فروردین ۱۳۴۰ در روستای نعیم‌آباد از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. در رشته مهندسی راه و ساختمان مشغول تحصیل شد. نسبت به حق‌الناس حساسیت فوق‌العاده‌ای داشت. متواضع بود و مطیع حرف مادر و قدرشناس زحمت‌هایش.
سقّایی با پای برهنه

سقّایی با پای برهنه

شهید «عین‌الله حامدی» تا پایان عمرش در دسته‌جات عزاداری امام حسین(ع) با پای برهنه سقا بود. دست راستش به هنگام شهادت قطع بود و او با دست قطع شده به دیدار یار شتافت.
برادری که محبتش را دریغ نمی‌کرد

برادری که محبتش را دریغ نمی‌کرد

خواهر شهید «سید غلامحسین جنانی» نقل می‌کند: «می‌گفت: خودم برایت هر چه بخواهی می‌خرم. تو نمی‌خواهد به بازار بروی. بعد می‌رفت و دو تا لباس می‌خرید. یکی برای من و یکی برای دوستم.»
بعدی 1 2 3 4 5 قبلی