نامهٔ گمشدهٔ اسدالله؛ نغمهٔ تنهایی یک رزمنده در جبهه+ دستخط

نامهٔ گمشدهٔ اسدالله؛ نغمهٔ تنهایی یک رزمنده در جبهه+ دستخط

«بابا، چرا برایم نامه نمی‌نویسی؟ من اینقدر بدم که پدرم برایم نامه نمی‌فرستد؟». این فرازهایی از نامهٔ شهید اسدالله اسدالهی است که در ساعت‌های تنهایی جبهه نوشته شد. نامه‌ای آمیخته با اشتیاق دیدار خانواده، شوق پیروزی رزمندگان در آزادسازی مهران و نوای نوحه‌های شهدای مفقودالاثر. روایتی از دلِ جبهه که هنوز پس از سال‌ها، نفس‌هایش را می‌توان شنید.
نامهٔ اشک‌آلود رزمنده تنها: دلم برای نامه‌هایتان تنگ شده

نامهٔ اشک‌آلود رزمنده تنها: دلم برای نامه‌هایتان تنگ شده

«الان با گریه دارم این نامه را می‌نویسم... چرا برایم نامه ننوشتید؟». این جملات، قلب تپندهٔ نامهٔ رزمندهای در جبهه‌های دفاع مقدس است که در تاریخ ۲۰ مرداد ۱۳۶۵ از تنهایی، انتظار برای نامه‌های خانواده و یاد برادر شهیدش نوشته است. نامه‌ای که از آرزوهای ساده اما عمیق یک مرد جوان در آستانهٔ عملیات می‌گوید.
دعایتان را نردبان روح من کنید
نامه به یادگار مانده شهید رجبعلی آژیر؛

دعایتان را نردبان روح من کنید

نامه شهید رجبعلی آژیر به خانواده اش، روایت ساده‌ای از عشق بی‌پایان یک سرباز ۲۳ ساله به امام و انقلاب است؛ نامه‌ای که در آن از مادر می‌خواهد: "نگرانم نباشید، فقط دعایتان را نردبان پرواز روح من کنید" و از برادرش می‌خواهد درسش را بخواند تا سلاح علم را برای دفاع از انقلاب به دست گیرد.
نامه عاشقانه شهید آلاداغلو به خانواده؛ از دل جبهه تا آغوش شهادت

نامه عاشقانه شهید آلاداغلو به خانواده؛ از دل جبهه تا آغوش شهادت

"پدر و مادر عزیزم، از طرف من ناراحت نباشید..." این جمله‌های ساده و پراحساس، بخشی از آخرین نامه شهید "غلامحسین آلاداغلو" است که سه ماه پیش از شهادتش در عملیات "آخرین جبهه" نوشته شده است. نامه‌ای که با جملاتی سرشار از امید و محبت آغاز می‌شود و با فهرستی از سلام‌ها به تمامی عزیزانش پایان می‌یابد، گویای روحیه لطیف و خانوادگی این رزمنده مکانیک تانک است که سرانجام در منطقه ابوقریب فکه به آرزوی دیرینه‌اش رسید.
مژگان جان؛ نامه‌ات قلبم را شاد کرد

مژگان جان؛ نامه‌ات قلبم را شاد کرد

"در این نامهٔ سرشار از مهر برادری، شهید سیدحسین آقائی‌طبالوندانی خطاب به خواهرش مژگان، از دریافت نامه‌اش ابراز خوشحالی می‌کند و با ذکر جزئیاتی از زندگی خانوادگی - از خبر تولد داوود تا احوالپرسی از سمیه خواهر کوچک‌تر - تصویری صمیمی از دغدغه‌های یک رزمنده در میانهٔ جنگ ترسیم می‌کند."
در کنار دلاوران ثامن‌الائمه(ع)؛ سلامتی شما آرزوی این عبد حقیر است

در کنار دلاوران ثامن‌الائمه(ع)؛ سلامتی شما آرزوی این عبد حقیر است

"شهید سیدحسین آقائی‌طبالوندانی در این نامه با افتخار از خدمت در گردان تکاور لشکر ثامن‌الائمه(ع) می‌گوید و با بیان «الحمدلله در نهایت سلامتی»، تنها نگرانی‌اش را ناراحتی خانواده به‌ویژه مادر بزرگوارش عنوان می‌کند. این نوشته ساده و صمیمی، روایتی از دغدغه‌های یک رزمنده در خط مقدم است."
پدر و مادر عزیزم؛ حالم خوب است، فقط دلم برای شما تنگ شده

پدر و مادر عزیزم؛ حالم خوب است، فقط دلم برای شما تنگ شده

در این نامهٔ سرشار از مهر فرزندی، علی با زبانی ساده و صمیمی حال خود را خوب توصیف می‌کند، برای سلامتی پدر و مادرش دعا می‌نماید، به برادرانش سلام می‌رساند و برای خواهرانش آرزوی خوشبختی و موفقیت دارد. این نوشتهٔ ساده و بی‌آلایش، گویای عمق عواطف انسانی و دغدغه‌های یک عضو خانواده برای عزیزانش است.
نامه شهید سیدجعفر آتش‌پیکر؛ نوای آرامش سربازی در آتش جنگ

نامه شهید سیدجعفر آتش‌پیکر؛ نوای آرامش سربازی در آتش جنگ

در آرشیو خاطرات شهدای البرز، نامه‌ای از شهید «سیدجعفر آتش‌پیکر» نگهداری می‌شود که روحیه لطیف و ایمان عمیق این سرباز سادات را در اوج درگیری‌های جنگ تحمیلی به تصویر می‌کشد. این نوشته به تاریخ ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۰، امروز پس از چهار دهه، همچنان درس‌های نابی از صبر و امید به همراه دارد.
نامه اشک‌آلود شهید حیدری به مادرش:

مادر! گفتی "برگرد"... اما من راه بهشت را انتخاب کردم

"در آخرین نامه‌اش به مادر، با دستانی لرزان نوشت: «مادرجان! می‌دانم همیشه می‌گویی برگرد... اما این بار نمی‌توانم فرمان تو را اطاعت کنم. من راهی را انتخاب کرده‌ام که پایانش آسمان است؛ راهی که با خون سرخ می‌شود و با نور خدا پایان می‌یابد. اگر اشک می‌ریزی، بدان این اشک‌ها را فرشتگان به نشانه‌ی افتخار جمع می‌کنند. من دیگر آن پسر سرکش نیستم... حالا یک سرباز خدایم.»
نامه‌ای که سه ماه بعد، با خونش در شلمچه مهر شد

نامه‌ای که سه ماه بعد، با خونش در شلمچه مهر شد

علی حاتمی نمی‌دانست این آخرین نامه‌اش خواهد بود؛ آخرین کلماتی که سه ماه بعد، در خاکریزهای شلمچه با ترکش‌های دشمن ممهور شد. امروز این سطور، نه یک نامه‌ی ساده که وصیت‌نامه‌ی عاشقانه‌ای است از نسلی که عشق به معشوق و عشق به وطن را در هم آمیخت و هر دو را با خون خود امضا کرد.
بعدی 1 2 3 4 قبلی