همسر "شهید عباسعلی شیخ لو" در قسمتی از خاطراتش می گوید: امامعلی بعد از شهادت به خوابم آمد و گفت: امام زمان (عج) در لحظه شهادت به ملاقاتم آمده بود.

به گزارش نوید شاهد آذربایجان غربی ؛ شهید عباسعلی شیخلو دوم فروردین 1333 در شهرستان مرند چشم به جهان گشود. تا دوم راهنمایی درس خواند. سال 1359 ازدواج کرد و صاحب سه پسر و یک دختر شد به عنوان پاسدار فعالیت می کرد. یازدهم شهریور 1372 در روستای دیلزی سلماس هنگام درگیری با گروه های ضد انقلاب بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکرش را در شهرستان ارومیه به خاک سپردند.

خاطرات" زینب شیخلو " همسر شهید :

شهید عباسعلی شیخلو فردی متدین و تلاش گر بود و فرائض دینی خودش را همیشه و در همه حال به انجام می رساند و آنچنان رفتار می کرد که هر موقع  به منطقه اعزام می شد. ما نگران او نباشیم اما آن دو باری که به  منطقه می رفت و بار آخر بود رفتارش تغییر کرده بود گویی می دانست که شهید می شود. او دائماً فرزندانش را به من سفارش می کرد، بخصوص فاطمه را چرا که او معلول است و اعلام می کرد که اگر شهید بشوم من فقط و فقط نگران فاطمه هستم نه شما و سایر بچه ها.

مدتی گذشت و در محله ما عروسی بود به من گفتند که به عروسی برویم، ولی نمی دانم که چرا رغبتی به رفتن به آنجا را نداشتم و نگران بودم. من نرفتم و شب شد و ما به خانه آمدیم و من دو رکعت نماز شب خواندم. و از خداوند متعال خواستم که او را برای ما نگه بدارد.

 آن شب را تا به صبح به زحمت سر کردیم و کمی از صبح گذشته بود که مادر و برادر همسرم به منزل ما آمدند و گفتند که عباسعلی نیامده است و من گفتم، نه و برادرش رفت و نزدیکی های ظهر به منزل آمده و مادرش را با خودش برد و منزل را آماده مراسم کردند چرا که فهمیدند او شهید شده است. 

حدود یک هفته بعد از شهادت او بود که من نیز در خواب دیدم عباسعلی به دیدار من آمده و من اظهار کردم تو شهید شده ای و او گفت بله و من گفتم چطور ممکن است و شهید عباسعلی پاسخ داد که چونکه آقا امام زمان (عج) به ملاقات من در لحظه شهادت آمد و من شهید شدم.



منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده