وصیت خواندنی «شهيد محرم حسن زاده»
«شهيد محرم حسن زاده» در قسمتی از وصیت نامه اش خطاب به مادرش آمده است : دعا كن شهادت نصيبم گردد.

نوید شاهد آذربایجان غربی : «شهيد محرم حسن زاده» چهارم تیر 1339 در يك خانواده متدين در ماه محرم در روستاي رند از توابع شهرستان ماكو ديده به جهان گشود. گويي از بدو تولد سرنوشت وي با عاشورا و محرم گره خورده بود. به همين مناسبت نام او را محرم گذاشتند و در دوران اوج گيري انقلاب اسلامي كه جواني بيش نبود در تظاهرات و راهپيمائي ها حضور فعال داشت. و بر در و ديوار شهر و روستا شعارهائي مبني بر آگاهي  مردم نسبت به جنايات رژيم منفور پهلوي را مي نگاشت و حتي در اين رابطه بنا به قول برادر شهيد نزديك بود گرفتار مأموران رژيم طاغوت شود.بعد از پيروزي انقلاب با توجه به علاقه وافري كه به انقلاب شكوهمند اسلامي داشت لباس مقدس پاسداري را بر تن نمود تا از دستاوردهاي انقلاب اسلامي حراست و پاسداري كند.

وی دهم تیر 1360، در نبرد بي امان خود در آبادان در گرماگرم جهاد و مبارزه با متجاوزين عراق از ناحيه چشم مورد اصابت تير دشمن قرار گرفت و درست يك هفته قبل از اينكه به خانه مراجعت كند و لباس دامادي بر تن نمايد جامه والاي شهادت را به قامت جان پاكش پوشاند و جام لبريز شهادت را سر كشيد.

وصیت خواندنی «شهيد محرم حسن زاده» را با هم می خوانیم :

وصيتنامه مرا به پدر بزرگوارم بدهيد.
اى پدر ارجمندم، مرا حلال كن و با استقامت و صبر و بردبارى در انجام مسؤوليت هاى اسلامى بكوش 
و به دعا خير خود همچون هميشه يادم كن. اى مادر مهربانم سلام مرا بپذير و حلالم كن. مبادا در فقدان من گريه كنى چون كه در جهت آرزويم در حركتم. دعا كن شهادت نصيبم گردد و خواهران عزيزم ‌در راه خدا و براى رضاى خدا كوشش كنيد. 
مرد آفرين باشيد و در تربيت فرزند و تحويل افرادى صالح به‌ جامعه تلاش كنيد. اى روحانيون متعهد و مسؤول؛ به معرفى هر چه دقيق تر اسلام محمد(ص) همت گماريد. با نوشتن كتاب هاى ارزنده مكتب اسلام و شيوه پيامبر و ائمه را براى اين نسل تشنه روشن كنيد و نونهالان عزيز جامعه را از غرق شدن در منجلاب مكتب ها و ايسم ها نجات دهيد. 
وصيت نامه ام را در اين سطور مى نگارم. باشد كه بعد اين پيام خونم باشد. اى رهبر انقلاب، اى روح خدا و اى از تبار ابراهيم. اى حسين زمان و اى بت شكن دوران كه بت ها را شكستى و باز هم براى شكستن بتهاى ديگر تبر ايمان در دست دارى و چون شير غران مي خروشى و باقيمانده اين مظاهر پليد و تباهى مي تازى و در اين راه امت را به اعتصام به حبل الهى مي خوانى.
از همه شما مي خواهم كه بعد از من گريه كه بيانگر ضعفتان باشد نكنيد، و به ياد آوريد كسانى را كه در اين انقلاب 19 تن از افراد خانواده خود را فداى اسلام و امام نمودند. از شما مى خواهم كه در صورت امكان شب هاى جمعه برايم دعا بخوانيد تا با طلب آمرزش هر چه بيشتر از بارگاه احديت روحم را شاد نماييد . اكنون كه اينجانب محرم حسن زاده پيرو خط امام ، ديگر دوستان و برادران به يارى پروردگار مي رويم.
درود بر امام خمينى بت شكن
محرم حسن زاده
مورخه 60/3/6 نوشتم.
منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده