وصیت و دل نوشته خواندنی «شهید اصغر عندليبيان»
در قسمتی از وصیت «شهید اصغر عندليبيان» خطاب به خواهران آمده است : اين را نه تنها به خواهران خودم، بلكه به تمام خواهران هموطن نيز مى گويم كه ارزنده ترين زينت خود که همان حجاب است را حفظ كنيد.

نوید شاهد آذربایجان غربی : «شهید اصغر عندليبيان» پانزدهم مرداد 1342، در شهرستان میاندوآب به دنیا آمد. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند، دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت.بیست و نهم خرداد 1364، در دیواندره هنگام درگیری به گروه های ضد انقلاب بر اثر اصابت گلوله به سر شهید شد.پیکر او را در زادگاهش به خاک سپردند.


وصیت و دل نوشته خواندنی «شهید اصغر عندليبيان» با هم می خوانیم: 

بسم ا... الرحمن الرحيم
به نام ا... پاسدار حرمت خون شهيدان و با سلام به حضرت بقيه ا... الاعظم آقا امام زمان(عج) و با درود بيكران به امام امت خمينى كبير، اين قلب تپنده اسلام و با صلوات و رحمت بى پايان الهي بر شهيدان هميشه زنده انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى بالخصوص شهيدان مظلوم كردستان كه در نبرد با كفر جهاني و مزدوران داخلي و خارجي در راه اعتلاي پرچم توحيد در خون پاك خود غلطيدند و به لقاءا... رسيدند و با آرزوي قريب الوقوع رزمندگان كفرستيز اسلام در جبهه هاي نور عليه باطل عليه ظلمت و به اميد زيارت قبر شش گوشه اباعبدا... الحسين(ع).

خدايا، معبودا، پروردگارا از وقتى كه چشم گشودم، خود را در ميان گناه ديده ام. بارالها همواره خود را در ميان معصيت مي بينم، خدايا معصيت كارم و افسرده و گريانم. اما تو كريمى و غفورى و رحيمى، خدايا وقتي كه به ياد گناهانم مي افتم و مي خواهم كه زمين دهان باز كند و من به درون زمين فرو روم. چون از نگاه كردن به مردم با ايمان و پاكباخته و ايثارگر كه در اطرافم هستند، شرم دارم. ولي از اين كار نيز مي ترسم و به خود مي لرزم. مي ترسم كه مرا در پيش شهدا محاكمه كني و من نيز جوابي ندارم كه بدهم و نمي دانم كه چه طور مي توانم بر صورت شهدا نگاه كنم. خدايا هر آنچه را كه در دل دارم، نه مي توانم بر كاغذ آورم و نه بر زبان. خدايا هميشه نمك خورده ام و نمكدان را شكستم.

انشاء ا... كه در زير سايه توجهات ‌حضرت باريتعالى و حضرت ولى عصر(عج) هميشه مشغول خدمت به اسلام و مسلمين باشيم. در اين موقعيت كه سعادت آن را پيدا كرده ام در سپاه كه امام فرمود اگر سپاه نبود، كشور هم نبود، خدمت كنم، خيلى خوشحالم و اميدوارم كه از اين موقعيت به نحو احسن استفاده كنم و هر چه بهتر و بيشتر خودم را براي اسلام ساخته و خود را براي جانبازي و ايثارگري آماده تر كنم. چرا كه حال اسلام عزيز به جوانان پاكباخته و ايثارگر نياز دارد تا پرچم لا اله الا ا... را بر فراز گيتي برافرازند و بر نداي هل من ناصر ينصرني حسين را كه طنين افكنده است و لبيك گو مي طلبد. انشاءا... كه سعادت آن را پيدا كنيم كه با لبيك گويان بر نداى حسين(ع) يار و ياور امام عزيزمان باشيم. انشاءا... كه خداوند منان هم يار و ياورمان باشد و ما را در راه نيل به اهداف انقلاب اسلامي مان موفق و مؤيدمان دارد.

«إن تنصر ا... ينصركم و يثبت اقدامكم» و اي شهيد تو رفتي و با رفتنت مسؤوليتي عظيم را به دوش ما گذاشتي. مسؤوليتي بزرگ و آن حراست و پاسداري و حمايت از انقلاب اسلامي و مبارزه با شياطين و استكبار جهاني مي باشد.

اى شهيد قسم به خونت كه راهت را تا لحظه آخر ادامه خواهيم داد و نام و ياد تو را همواره به خاطر خواهيم داشت و حماسه تو را در دفتر روزگار ثبت خواهيم كرد و با قطره قطره خونمان راه نيمه تمام تو را دنبال خواهيم كرد. زيرا كه ما وارثان خون حسين(ع) و از لبيك گويان براي خميني بت شكن هستم. از خداوند مي خواهيم كه رحمت خود را بر شهيدان چون ياران بپاشاند و پاداش آنان را افزون كند و به ما نيز ياري آن را دهد تا جانشين آن شويم و بتوانيم راه آنان را تا پيروزي مسلمين بر كافران ادامه دهيم.

پدر عزيزم، وقتى شنيدى كه پسرت شهيد شده است، شكر خداوند متعال را به جاى آور كه با اين كارت آخرت را براى خود خريده ايد.
و شما اى مادرم:
اي مادر عزيزم، شما حق بزرگى بر گردن من داشتى و به خاطر همين اميدوارم كه در آخرت جبران اين حق را بكنم. مادر جان خواهش مى كنم كه در نبود من طاقت داشته باشى و ناراحتى زيادى به خود راه ندهى. چون كه من راضي و رضايت ندارم كه شما ناراحت نباشيد. مي دانم كه هميشه آرزو داشتي كه فرزندت را در لباس دامادي ببيني. اما بايد بگويم كه الآن در لباس دامادي مي باشم. مادر عزيز بايد بداني كه من تنها به شما تعلق نداشتم. بلكه در پيش شما امانت بودم و دير يا زود بايد از پيش شما مي رفتم. چه بهتر كه اين راه را خودم انتخاب كردم و هميشه به خدا بگو كه اصغر امانت بود و من امانت را پس دادم و از شما برادرانم مي خواهم كه از مادر بهتر مراقبت كنيد و نگذاريد كه ناراحت شود و هر چه كه خدا صلاح بداند، بهتر است. 

ولي براي او و خواهرانم تسكين قلب باشيد و به آنها بگوئيد كه ارزنده ترين زينت خود را كه همان حجاب است، حفظ كنيد. اين را نه تنها به خواهران خودم، بلكه به تمام خواهران هموطن نيز مى گويم كه ارزنده ترين زينت خود را حفظ كنيد.

و شما برادران عزيزم كه چندين سال در باشگاه در كنار هم عرق ريخته و با همديگر مشغول پروراندن جسم بوديم و اميدوارم كه در كنار اين به پرورش روح نيز بپردازيد. محبت و صميميت خود را نسبت به يكديگر بيفزائيد و همت كنيد كه با سعي و تلاش خود افرادي زبده و ايثارگر به جامعه تحويل دهيد و از شما انتظار دارم كه در راه رسيدن انقلاب به اهداف خويش سعى و تلاش كنيد و امام عزيزمان را تنها نگذاريد و هميشه على(ع) گونه و حسين(ع) گونه زندگى كنيد و خود را بيشتر به خدا نزديك كنيد و راه معنويت شهدا را دنبال كنيد تا ايمانتان مستحكم تر و قلب هايتان آرام گردد، تا به ديگران درس ايمان و استقامت و جانثاري را بياموزيد و از شما مى خواهم كه در نمازها و دعاهاى خود اين بنده حقير را دعا كنيد و از خداوند طلب بخشش گناهان مرا بخواهيد. چون در اين دنيا خيلي معصيت كرده ام. انشاءا... كه خداوند اجرتان دهد.

و به برادرانم يعني علي و ابراهيم بگوئيد كه از طرف من از ديگر برادرانم براي من حلاليت بخواهند. چون من بعضي از آنها را زياد اذيت كرده ام و اميدوارم كه به بزرگي خودشان اين بنده حقير را ببخشند. در مورد لباسهايم و وسايل ورزشي كه در رابطه با كاراته داشتم، آنها را به برادرام ابراهيم شكيبي بدهيد تا ايشان اگر احتياج داشتند، استفاده كنند و اگر احتياج نداشت، آنها را به ديگر برادرانم كه احتياج دارند، بدهند تا از آن وسايل استفاده نمايند و اين را توجه داشته باشند كه اين ورزش را براي خود هدف قرار ندهند. بلكه آن را وسيله اي براي رسيدن به هدف قرار دهند.
والسلام
التماس دعا، اصغر عندليبيان
منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده