چهارشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۶:۲۷
«شهيد ابراهيم سلماني شورگلی» در 16 سالگي به عضويت بسيج درآمد. پس از گذراندن دوره‎هاي آموزشي نظامي براي دفاع از وطن اسلامي در پايگاههاي كردستان فعاليت خود را شروع كرد.

نوید شاهد آذربایجان غربی : «شهيد ابراهيم سلماني شورگلی» یکم مرداد 1346، در روستای شورگلی از توابع شهرستان سلماس در يك خانواده كم درآمد ولي مؤمن و متدين ديده به جهان گشود.
پس از 4 ماه پدرش را از دست داد و طعم تلخ يتيمي را از همان ابتدا چشيد. پس از سپري كردن دوران طفوليت به دليل عدم استطاعت مالي و كمبود امكانات نتوانست ادامه تحصيل دهد و با فقر و محروميت بزرگ شد. در 16 سالگي به عضويت بسيج درآمد. پس از گذراندن دوره‎هاي آموزشي نظامي براي دفاع از وطن اسلامي در پايگاههاي كردستان فعاليت خود را شروع كرد و در بيشتر پاكسازي‎هاي مناطق كردستان شركت فعالي داشت.

مادر شهيد از خاطرات زمان اعزام «شهيد ابراهيم سلماني شورگلی»  به جبهه چنين می گوید:

وي فردي مؤمن و نمازخوان بود و هيچ وقت نماز و روزه اش را ترك نمي كرد. هر سال در مراسمات عزاداري سالار شهيدان در مساجد و همچينن صف زنجيرزنان و سينه زنان فعاليتهاي زيادي داشت. جواني كنجكاو و پر شور، اما مهربان و مظلوم بود. حضور در جبهه‎ها  و دفاع از ميهن اسلامي را براي همه جوانان هم سن و سال خود يك تكليف الهي مي‎دانست. عشق و علاقه عجيبي به انقلاب و ولايت فقيه امام خمینی داشت. 

ابراهيم خيلي به جبهه و جنگ علاقه داشت و هميشه به من مي‎گفت مادرجان اجازه بده من هم عضو بسيج شوم و به جبهه بروم. مي‎گفتم هنوز زود است. وقتي كبير شدي برو. در 16 سالگي به بسيج مراجعه کرد براي رفتن به جبهه، که در انجا مي‎گويند نمي‎شود بايد رضايت نامه پدر را بياوري، مي‎گويد پدرم فوت كرده است. مسؤول بسيج مي‎گويد خيلي خوب مادرت بايد رضايتنامه را انگشت بزند، بعداً شما را مي‎فرستم براي آموزش نظامي. 
من مشغول پختن نان بودم. كنار تنور نشسته بودم ديدم كاغذي ممهور آورد و گفت مادرجان مي‎خواهم در قهوه‎خانه شاگردي كنم. بايد تو اين كاغذ را امضا كني. من هم سواد نداشتم، انگشت زدم و از همان روز به پادگان خوي جهت آموزش رفت و خيلي هم خوشحال بود.

آري مشيّت خداوندي بر آن قرار گرفته بود كه سرانجام بیست و ششم اردیبهشت 1362  پس از ماهها فعاليت در شهرستان زادگاهش هنگام درگیری با نیروهای حزب دمکرات بر اثر اصابت گلوله به درجه رفيع شهادت نائل شود و موجب غم و اندوه دوستان و همسنگران و اهل خانواده گردد.
روحش شاد و يادش گرامي باد.
منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده