گذری بر زندگینامه/خاطرات«شهيد محرم پاشازاده»
يکشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۵۰
مادر«شهيد محرم پاشازاده» می گوید: «آخرين باري كه براي مرخصي آمده بود مقداري عطر به من زد كه بوي عطر آن تا سه سال ازدستانم ساطع بود.»

    نوید شاهد آذربایجان غربی: «شهيد محرم پاشازاده» دوازدهم تیر 1344 در خانواده اي مذهبي و با ايمان و زحمتكش شهرستان خوي ديده به عالم هستي گشود. تحصيلات خود را تا پايان دوره راهنمايي درزادگاهش به پايان رساند. بعد از آن به همراه پدرش به علت تنگنای مالی و اوضاع نابسامان زندگی پابه پای پدرش جهت تامین مخارج زندگی به کارگری پرداخت. وي با نهايت تواضع و فروتني با ديگران برخورد مي كرد. اخلاق حسنه و پسنديده اي داشت و مطيع اوامر والدين شريفش بود. در برابر سخن آنها سكوت مي كرد و دل آنها را هميشه نسبت به خود خشنود مي ساخت.چنان رفتار می کرد که دیگران او را در زندگی خود اسوه و الگو قرار می دادند، عاشق امام زمان(عج) و حضرت امام حسین (ع)بود وهماره در مراسم و عزاداری ها یکه تاز مجالس مذهبی بود.

به نقل از مادر «شهيد محرم پاشازاده» :
«يك روز وقتي دایی اش برای او لباس تازه خريده بود با شادی کودکانه اش آن را پوشید تا به کوچه برود. اما مدتی بعد با ناراحتی برگشت! از او پرسیدم که چرا ناراحت هستی؟ پاسخ داد: با اين لباس تازه نمي توانم بيرون بروم چون نمي توانم به چشمان دوستانم نگاه كنم در حالي كه آنان هيچ لباس نويي ندارند و با حسرت به من نگاه خواهند کرد و من شرمنده آنها خواهم شد. شهید براي همين هميشه لباسهاي ساده و معمولي مي پوشيد.»

 
به نقل ازدوستان «شهيد محرم پاشازاده» :
« شهید بزرگوار در ایام محرم از عزاداران امام حسین(ع)پذیرایی می کرد.آن روزها همراه دوستش آقای صادقي پورتمام کارهای محرم را انجام می دادند.در سال بعد جای شهید صادقی پورخالی بود و چهره ی شهید هم غمگین! شهید را در حال گریستن دیدم و علت را از وي سؤال كردم که با حسرت گفت:«وقتي چاي پخش می کنم، احساس مي كنم شهيد صادقي پور مثل سالهای پیشین همراه من درحال پخش چای وخرمای نذری است کاش من هم به خیل شهدا بپیوندم.»

    وی انساني مؤمن و معتقد و عاشق امام خميني بود ، راه امام را صراط مستقيم مي دانست وتداوم آن راه را براي خود افتخار مي دید و هماره تنها راه پيروزي را در اتحاد و رهبري حضرت امام و پيروي از قرآن و احكام اسلامي مي دانست. قبل از انقلاب جهت برپايي احكام اسلام و قرآن و رهايي از يوغ ستم استثمار و استكبار جهاني به صف انقلابيون پيوست و از جان و دل با رژيم منحوس پهلوي مبارزه كرد. بعد از پيروزي انقلاب نيز براي حفظ و تداوم نظام الهي جمهوري اسلامي جانفشاني نموده و در جهت حفظ وطن اسلامي و آبرو و شرف و دين به خدمت مقدس سربازي رفت. همین علاقه به وطن و امام وطن جامه سربازی را به تنش نشاند تا در جهت حفظ آرمان های انقلاب و ارزش های ماندگار اسلام جان خویش را در طبق اخلاص نهاد و تقدیم خاک همیشه معطرایران عزیز نمود.
 مادرشهید می گوید:«آخرين باري كه براي مرخصي آمده بود مقداري عطر به من زد كه بوي عطر آن تا سه سال ازدستانم ساطع بود.»

به نقل از یکی از همرزمان «شهيد محرم پاشازاده» لحظه شهداتش :
    « بیست و هفتم بهمن 1363، بود که در شلمچه با محرم در منطقه كار مي كرديم و محرم جلوتر از ما در حال كار بود. يك دفعه دشمن پيشروي خود را آغاز كرد. محرم كه جلوتر بود با داد و فرياد از وي خواستيم كه برگردد. انگار مي دانست كه ديگر برگشتي نيست و در همان جا ماند و جنگيد و به خيل مشتاقان امام زمان(عج) پيوست.»

 روحش شاد و يادش گرامي باد!
منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده