گزیده ای از وصیت نامه « شهید دانشجو سید علی تاسا»
« شهید دانشجو سید علی تاسا» خطاب به پدرش : خداوند مرا امانتي به دست شما سپرده است و بازگشت همه به سوي خداست.
 /

ما شهادت را یک فوز عظیم می دانیم و ملت ما هم شهادت را به جان و دل قبول می کند .
امام خمینی(ره)



فرازي از زندگينامه شهيد:

نوید شاهد آذربایجان غربی : « شهيد سيد علي تاسا » یکم بهمن 1344 ، در يك خانواده مذهبي و سيد در شهر تكاب به دنيا آمدند. شهيد از كودكي پر جنب و جوش و فعال بودند و به مسجد و مجالس اسلامي كه برگرفته از مكتب جدشان بود، علاقه بيشتري داشتند. دوران تحصيلات را با موفقيت گذرانيدند تا توانستند ديپلم گرفته و به تربيت معلم راه يابند.

 در دوران انقلاب همراه با ساير دانش آموزان و مردمان حق جوي ايران فعاليتهاي سياسي، اجتماعي، خصوصاً انجمن اسلامي شركت پر ثمري را ايفا مي نمودند وی  جبهه را بر كلاس درس مقدم شمرد و در سال1361 به عنوان بسیجی به جبهه هاي جنگ حق عليه باطل شتافتند و  در سالهاي61 و62 و63 و64 از وطن دفاع مي کرد ، و  دين خود را به اسلام و سيدالشهدا سالار شهيدان حضرت امام حسين(ع) ادا نمودند. شهامتهاي ايشان در جبهه به صورت يك مجاهد حقيقي خويش اسلام چشمگير بود. 
به نماز و روزه اهميت فراواني داشت. در موقع دعا و راز و نياز با معبود خود مي فرمود: خدايا مرا شهيد بميران.

گزیده ای از وصیت نامه « شهید دانشجو سید علی تاسا»خطاب به پدر

پدر جان از اينكه نتوانسته ام فرزند خوبي براي شما باشم و آنچه وظيفه پدر و فرزندي است، ادا نمايم، پوزش مي طلبم و از شما مي خواهم كه فرزند حقيرت را حلال كنيد. پدر جان، دوست دارم در فراق فرزندت ناراحت نباشي. نمي توانم از گريه كردن منعت كنم، چون درك كرده ام كه با چه سختي مرا بزرگ كرده اي و درك كرده ام علاقه ات را نسبت به فرزندت ولي باز بايد صبر را پيشه خود كني. خداوند صابران را دوست دارد. شما بايد همچون حبيب ابن مظاهر كه محاسن خود را روي دست مي گرفتند و شبها راز و نياز و روزها را همدم و هميار امام زمان خود بودند، باشيد. 

اگر فرزندي در اين راه داده اي ناراحت نباش. خداوند مرا امانتي به دست شما سپرده است و بازگشت همه به سوي خداست. امانت را پس دادن كه ناراحتي ندارد. از شما التماس مي كنم كه از فرزند حقيرت راضي شوي .


گزیده ای از وصیت نامه « شهید دانشجو سید علی تاسا»خطاب به برادر و خواهرانش

 برادرانم (حسين و حسن) از شما مي خواهم كه ادامه دهنده راه خونين برادرانتان باشيد. خدا را نظاره گر اعمال خودتان بدانيد. در محضر خدا معصيتي نكنيد. دعا كنيد براي پيروزي رزمندگان اسلام و حافظ قرآن باشيد و خود را در صحنه انقلاب قرار دهيد ، خواهرانم در زندگي از حضرت زينب(س) و حضرت زهرا(س) سرمشق بگيريد. در فراق برادرتان ناراحت نباشيد، چون زینب هم در روز عاشورا هرگز از داغ برادران خود ناراحت نبود و شما هم باید مثل حضرت زینب (س) پیام‌رسان خون فرزند خود باشید، برادر حقيرتان را حلال كنيد.

در خاتمه از همه دوستان و آشنايان از طرف من حلاليت بطلبيد و اميدوارم كه مرا حلال كنيد.

اين چند خط شعر را دوست دارم بر سر قبر من بنويسيد:

مرغ دلم پر مي زند اندر هوايت يا حسين 
                                  اگر يك لحظه بيايي نگاهت كنم
حاضرم جونم فدات كنم
                                  اين قدر در مي زنم اين خونه را
تا ببينم روي صاحب خانه را
                               مرغ دلم پر مي زند اندر هوايت يا حسين(ع)
والسلام
بنده حقير خدا، سيد علي تاسا
65/11/22

شهید سید علی تاسا به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. دوازدهم اسفند 1365، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.مزار او در زادگاهش قرار دارد.

بسیجی که آرزوی شهادت داشت

بسیجی که آرزوی شهادت داشت

منبع: اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده