نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

عزیمت باورنکردنی

عزیمت باورنکردنی

نوید شاهد - ایام جبهه و جنگ بود. شور و شعف زیادی نسبت به رفتن به جبهه و جنگ با بعثیان و اشغالگران داشت.
آخرین مرخصی شهید

آخرین مرخصی شهید

نوید شاهد - وقتی شهید در آخرین مرخصی از منطقه کردستان به خانه آمده بود مادرم پاهایش را به دلیل تاول زدن حنا کرد، روزی که جنازه شهید را آوردند پاهای نازنینش حنا داشت، در همان آخرین روز مرخصی بود که شهید از من خواست که موهایش را اصلاح کنم.
خاطراتی از شهید نصیر امین یار از شهدای اهل تسنن

خاطراتی از شهید نصیر امین یار از شهدای اهل تسنن

نوید شاهد - وقتی که شهید دورۀ دبیرستان را طی کرد و مدرک دیپلم را اخذ نمود به وی پیشنهاد دادم چون دوازده سال درس خواندی برای مدتی به مسافرت برو و خستگی این دوازده سال را از وجودت بیرون کن اما او مخالفت کرد...
کرامات شهدا - دو نیمۀ سیب

کرامات شهدا - دو نیمۀ سیب

نوید شاهد - خاطره ای از غلامرضا عارفیان در مورد شهیدی که چند لحظه قبل از شهادتش به بچه های گردان گفت نصف سیبی که در دستم هست الان می خورم و نصف دیگرش را چند لحظه دیگر در آن دنیا از دست یک حورالعین می گیرم و می خورم.
کرامات شهدا-  بی خود از خویش

کرامات شهدا- بی خود از خویش

نوید شاهد - خاطره ای از معصومه اسلامی خواه ( خواهر شهید) در مورد برادرش، شهیدی که در خواب مادرش می رود تا او را ببیند و با او صحبت کند. به صورتی که انگار در زمان حیات او را میبیند .
کرامات شهدا - نغمۀ کوثر

کرامات شهدا - نغمۀ کوثر

نوید شاهد - خاطره ای از مادر همسر شهید، در مورد شهید عبدالمهدی که فقط چند روز از شهادتش می گذشت ولی خودش قرآن می خواند و از صورتش نور می تابید و بوی عطری می داد.