نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

زندگی نامه شهید «سیدمحسین حسینی»؛  می گفت حالا وقت حمله است

زندگی نامه شهید «سیدمحسین حسینی»؛ می گفت حالا وقت حمله است

شهید سیدمحسن حسینی/ در سال 1344 مصادف با نوزده رمضان در خانواده ای متوسط و مومن به دنیا آمد و هرگاه شب نوزده رمضان میرسید می گفت شب ضربت خوردن من است و در اصل نام او امیر بود. او هیچگاه نماز و روزه اش را رها نکرد ، وقتی به کلاس پنجم رفت پدرش فوت کرد و بار بار سنگین بی پدری بر دوشش افتاد.
سرگذشت پژوهی شهید «درویشعلی کیانی شاد»

سرگذشت پژوهی شهید «درویشعلی کیانی شاد»

شهید درویشعلی کیانی شاد در درسوم خرداد سال 1311 به دنیا آمد و پس از گذراندن تحصیلات خود در مقطع ابتدایی درس را کنار گذاشته و به کار مشغول شدند با شروع درگیریها در سال 1357 و نیز با شرکت در راهپیمایی اعتراض خود را نشان می دادند .
زندگی نامه سرباز شهید «مرتضی صفایی»

زندگی نامه سرباز شهید «مرتضی صفایی»

شهید مرتضی صفایی در سال 1355 در خانواده ای مؤمن و متعهد در شهر ری متولد شد . پدر و مادرش از اینکه خداوند بعد از چهار دختر پسری به آنها عطا کرده خیلی خوشحال و شکر گزار بودند . پدرش کارگر یک کارگاه سنگبری بود .
از تولد تا شهادت به قلم شهید «لطف الله بوربور اژدری»/ زندگی نامه خود نوشت شهید

از تولد تا شهادت به قلم شهید «لطف الله بوربور اژدری»/ زندگی نامه خود نوشت شهید

ينجانب لطف الله بوربور اژدری فرزند نادعلی در يكي از روستاهای شهرستان ورامين به نام ابراهيم آباد متولد شده ام در سال 1340 و در خانواده ای كه داراي شغل ساده ای و به طور كلي مستضعف بودند براي ادامه تحصيل راهي دبيرستان شدم و در سال 1361 با موفقيت ديپلم گرفتم و در مورخه یازدهم دی ماه 1361 وارد مركز 01 كادر افسری گرديدم
«شهیدی» که همزمان با اعلام قبولی در دانشگاه به شهادت رسید

«شهیدی» که همزمان با اعلام قبولی در دانشگاه به شهادت رسید

همانطور كه گذشت وی در منطقه نيز از كسب علم غافل نبوده در كنكور همان سال شركت و در رشته علوم آزمايشگاهی دانشگاه تبريز قبول شد ولي زمانی كه نام وی به علتی ديرتر از زمان مقرر در روزنامه چاپ شد همزمان شد با زمان شهادتش والدینش در دانشگاهی كارنامه قبولی گرفت كه مرد عملش امام حسين (ع) و مرد علمش امام جعفر صادق (ع) بود .
در فعالیتهای انقلابی پیشقدم بود

در فعالیتهای انقلابی پیشقدم بود

پدر و مادرم خیلی جوان بودند که با هم ازدواج می کنند. حاصل این ازدواج چهار بچه: یک دختر و سه پسر می شود. مادرم تعریف می کند که بابا در اکثر راه پیمایی های زمان انقلاب شرکت می کرد و در فعالیت انقلابی و پخش اعلامیه پیشقدم بود. بعد از انقلاب هم تا آن جا که می شد در راه راه پیمایی ها و مراسم مذهبی شرکت می کرد.