حادثه مدرسه‌ فیضیه توطئه‌ای برای صدمه زدن به امام بود
دوم فروردین؛ سالروز حادثه فیضیه قم در سال 1342

حادثه مدرسه‌ فیضیه توطئه‌ای برای صدمه زدن به امام بود

کتاب «خاطرات آیت‌الله سید هاشم رسولی محلاتی» در سه فصل سرگذشت و فعالیت‌های ایشان بازگو شده و قسمتی از آن به سال‌های تکوین مبارزه و عمدتاً خاطرات دوران اداره بیت‌ امام (ره) در قم و جریان سفر به عتبات برای ملاقات با امام (ره) اختصاص داده شده است. خاطره «حادثه خونین مدرسه فیضیه» از این کتاب را می‌خوانیم.
جعبه‌های خالی
خاطره ای خواندنی؛ از زبان همسر شهید برونسی

جعبه‌های خالی

خاک‌های نرم کوشک کتابی نوشته «سعید عاکف» در حوزه جنگ ایران و عراق است و پیرامون زندگی عبدالحسین برونسی را روایت می‌کند. «جعبه‌های خالی» خاطره‌ای از زبان همسر شهید برونسی است که در کتاب «خاک‌های نرم کوشک» بیان شده که در ادامه این خاطره را می‌خوانیم.
خاطره‌ای شنیدنی از بازگشت روح به بدن یک جانباز

خاطره‌ای شنیدنی از بازگشت روح به بدن یک جانباز

«بازگشت» یکی از خاطراتی است که در کتاب «اصحاب درد» به قلم «زهرا شاهینی» آمده است. این کتاب گزیده‌ای از خاطرات ۴۹ جانباز پنجاه تا هفتاد درصد شهرستان‌های سمنان، مهدیشهر و سرخه است که توسط نشر شاهد به چاپ رسیده است.
دیگر هیچ‌کس را نداشت

دیگر هیچ‌کس را نداشت

کتاب «نیمه پنهان ماه» روایاتی از زندگی و رشادت‌های شهید حمید باکری است که توسط «حبیبه جعفریان» به رشته تحریر درآمده و در انتشارات روایت فتح به چاپ رسیده است. خاطره آخرین مرخصی و دیدار شهید با خانواده را می‌خوانیم.
آخریـــن دیدار
خاطره آخرین دیدار شهید محلاتی از زبان همسرش:

آخریـــن دیدار

كتاب «خاطرات و مبارزات شهید فضل‌الله محلاتی» به رشته تحریر درآمده و تنها يک بار در سال 1376 توسط مركز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است. خاطره آخرین دیدار شهید را به روایت همسرش می‌خوانیم.
بیعت «همافران» با امام(ره) حماسه آفرید

بیعت «همافران» با امام(ره) حماسه آفرید

کتاب «همافر» نوشته «مهدی نوروزی» است که بخش کوچکی از فعالیت‌های انقلابی افرادیست که در سطوح مختلف ارتش «نیروی زمینی، نیروی هوایی و نیروی دریایی» فعالیت داشته‌اند را روایت می‌کند. خاطره‌ای از این کتاب مربوط به روز بیعت همافران با رهبر انقلاب اسلامی، که روز نیرو هوایی نام‌گذاری شد را می‌خوانیم.
اسم گروه از هم پاشیده شده‌مان را «فجرِ انقلاب» گذاشتیم

اسم گروه از هم پاشیده شده‌مان را «فجرِ انقلاب» گذاشتیم

کتاب «یادگاران انقلاب» بر اساس خاطرات «دکتر نور احمد لطیفی» به قلم «مصطفی محمدی» نوشته شده و توسط نشر شاهد منتشر شده است. خاطره «گروه فجر انقلاب» از این کتاب را در ادامه می‌خوانیم.
امام آمد!

امام آمد!

خاطره «ورود امام(ره)» به میهن از کتاب «خاطرات حجت السلام و المسلمین غلامحسین جمی» انتخاب شده است. این خاطره لحظه ورود امام(ره) و اتفاقات افتاده را توصیف می‌کند که آن را با هم می‌خوانیم.
دیگه نمی‌خواد غصه بخوری
روایتی خواندنی از زبان همسر شهید «عبدالحسین برونسی»

دیگه نمی‌خواد غصه بخوری

کتاب «خاک‌های نرم‌ کوشک» منتخبی از خاطرات خانواده و همرزمان شهید «عبدالحسین برونسی» در مورد ویژگی‌ها و خصوصیات شهید است. کتاب با ارائه یک زندگینامه فشرده و مختصر از «شهید برونسی» به نقل خاطرات اطرافیان، آشنایان و همرزمان ایشان پرداخته و هفتاد روایت کوتاه و خواندنی از ابعاد شخصیتی و زندگانی این فرمانده نقل می‌شود. هر خاطره نقل شده در مورد شهید با یک عکس از شهید همراه است.
سیمای امام(ره) از عکس‌هایش زیباتر بود
خاطرات «حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی»

سیمای امام(ره) از عکس‌هایش زیباتر بود

«اولین دیدار با امام خمینی(ره)» عنوان خاطره‌ای از کتاب خاطرات سید محمود دعایی است که درقسمتی از آن آمده است: «سیمای امام(ره) از عکس‌هایی که قبل از ایشان دیده بودم، زیباتر بود؛ چرا که در آن موقع در تلویزیون تصویری از ایشان پخش نمی‌شد و تنها همین عکس‌ها بود.»
بعدی 5 6 7 8 قبلی