خدایا! من در راه تو قدم برداشته‌ام، امیدوارم مرا بپذیری
مروری بر وصیت‌نامه شهید «محمدعلی پرویزی»؛

خدایا! من در راه تو قدم برداشته‌ام، امیدوارم مرا بپذیری

شهید «محمد علی پرویزی»، در بخشی از وصیت نامه خود آورده است: مادر جان اگر من شهيد شدم و راه كربلا باز شد به حرم امام حسين(ع) رفتي جايم را در آنجا خالي بگذار و نگاهي به حرم امام حسين بينداز و با حسين (ع) سخن بگو و بگو حسين جان، خون فرزندم باعث آمدن من به زيارتت شد، فرزندم را در راه خودت و خدايت قبول بفرما و اين قربانيم را بپذير.
شهادت را در مکتب سیدالشهدا آموختم
مروری بر دست نوشته شهید «علی محمدی»؛

شهادت را در مکتب سیدالشهدا آموختم

شهید «علی محمدی»، در بخشی از دست نوشته به یادگار مانده اش آورده است: من در سایه ی ایثارگری مجاهدت دیدم و از هیچ قدرتی جز قدرت الله نهراسیدم. شهادت را در مکتب سیدالشهدا آموختم. به دنبال حق بودم و از ناحق گریختم.
یادداشت شهید «مرادعلی نیکو سرشت» در زندان بعثیون

یادداشت شهید «مرادعلی نیکو سرشت» در زندان بعثیون

شهید «مرادعلی نیکو سرشت»، هنگام اسارت در زندان بعثیون می نویسد: من در پشت میله های زندان از خدای منان می خواهم که به وطنم ایران عزیز پیروزی بخشد.
شهادت را با آغوش باز پذیرا می‌شوم
وصیت نامه شهید 17 ساله کرمانشاهی؛

شهادت را با آغوش باز پذیرا می‌شوم

شهید «علی اصغر مرادی» در بخشی از وصیت نامه خود آورده است: بعد از برادر شهیدم، پرچمی را که از دستش افتاده بار دیگر به دست می گیرم و شهادت را با آغوش باز پذیرا می شوم.
با رنگ قرمز برکَفنم نام مقدس امام حسین (ع) را بنویسید
دست نوشته شهید «غلامرضا قاضی زاده»؛

با رنگ قرمز برکَفنم نام مقدس امام حسین (ع) را بنویسید

شهید« غلامرضا قاضی زاده»، می گوید: با رنگ قرمز، رنگ خون، برکَفنم نام مقدس امام حسین (ع) را بنویسید که شاید حسین فاطمه (ع) بر این بندۀ ترحمی فرماید.
مسجد سنگر است سنگرها را حفظ کنید
مروری بر وصیت نامه شهید «محمد کوروندی»؛

مسجد سنگر است سنگرها را حفظ کنید

شهید «محمد کوروندی» در بخشی از دست نوشته به یادگار مانده از خود آورده است: برادران و خواهران! مساجد را ترک نکنید همانطورکه امام عزیزمان خمینی بت شکن فرموده است: مسجد سنگر است سنگرها را حفظ کنید و در مسجدها کلاس های عقیدتی برپا و مردم را آگاه کنید.
پدرم از شما می‌خواهم اجازه بدهید راهی جبهه شوم
دست نوشته شهید«عبدالحسین شمسی»؛

پدرم از شما می‌خواهم اجازه بدهید راهی جبهه شوم

شهید «عبدالحسین شمسی» در بخشی از دست نوشته به یادگار مانده اش آورده است: پدرم!چند سال است كه جوان ها دارند به جبهه مي روند ولي من اصلا از جايم تكان نخورده ام بله ديگر اين وضع را نمي توانم تحمل كنم و من در اين كار مصمم شده ام و اميدوارم كه شما هم رضايت بدهيد اميدوارم كه خداوند مرا در اين امر ياري دهد.
«غلبه بر نفس» در کلام شهید محمد حسین حسن زاده

«غلبه بر نفس» در کلام شهید محمد حسین حسن زاده

شهید«محمدحسین حسن زاده» در بخشی از دست نوشته به یادگار مانده اش آورده است: امیدوارم که خداوند توفیق دهد تا بر نفس اماره غلبه کنم و به یاد خدا باشم پناه می برم از شر نفس به خدا و از خدا می خواهم که به فریادم برسد.
برای شکوفایی انقلاب از جان خود بگذرید
تقاضای شهید «جمشید ادیبی» برای حفظ انقلاب؛

برای شکوفایی انقلاب از جان خود بگذرید

شهید «جمشید ادیبی»، در بخشی از وصیت نامه خود آورده است: از همه دوستان و همسنگرانم تقاضا دارم كه براي شكوفايی انقلاب از جان خويش بگذرند.
تربیت اسلامی در کلام شهید «فرهاد ضیایی»

تربیت اسلامی در کلام شهید «فرهاد ضیایی»

شهید «فرهاد ضیایی» در بخشی از وصیت نامه به یادگار مانده از خود آورده است: برادران عزیزم! فرزندانتان را طوری تربيت كنيد كه الگوی جامعه اسلامي باشند.
بعدی 3 4 5 6 قبلی