«علی‌اصغر» با چهره‌ای متبسم، عشق و مهربانی را نثار دیگران می‌کرد

«علی‌اصغر» با چهره‌ای متبسم، عشق و مهربانی را نثار دیگران می‌کرد

شهید «علی‌اصغر فراتی» سیزدهم خرداد ۱۳۴۸ در روستای فرات دامغان به دنیا آمد. از مادر یاد گرفت همیشه با چهره‌ای متبسم، عشق و مهربانی را نثار دیگران کند. وی بیست و دوم دی‌ماه ۱۳۶۵ درعملیات کربلای پنج در منطقه شلمچه به شهادت رسید.
«مهدی»؛ نام شهیدی که در نیمه شعبان متولد شد

«مهدی»؛ نام شهیدی که در نیمه شعبان متولد شد

شهید «مهدی اشرف» چهارم آبان ۱۳۴۸ در شهرستان سرخه به دنیا آمد. تولدش مصادف با میلاد ولی عصر(عج) شد؛ به‌خاطر همین اسمش را مهدی گذاشتند. وی در بیست و دوم دی‌ماه ۱۳۶۵ در شلمچه در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید.
شهادت؛ هدیه خداوند به «عباسعلی» به پاس خدمت به مادر

شهادت؛ هدیه خداوند به «عباسعلی» به پاس خدمت به مادر

شهید «عباسعلی رنگریز» نهم شهریور ۱۳۳۸ در زردوان چهارده(دیباج) به دنیا آمد. هم کار می‌کرد و هم در پرستاری از مادرش از هیچ کاری دریغ نمی‌کرد. سرانجام در دی‌ماه ۱۳۶۵ خداوند بزرگ به پاس خدمتی که در حق مادر بیمارش کرده بود، شهادت را به او هدیه داد.
نسل جوان را در راه انقلاب با خود همراه می‌کرد

نسل جوان را در راه انقلاب با خود همراه می‌کرد

شهید «علیرضا فرخ‌نژاد» یکم مرداد ۱۳۴۳ در شهرستان سمنان به دنیا آمد. او به همراه گروهی از جوانان همسن و سالش در پخش اعلامیه و عکس امام به طور مخفیانه فعالیت می‌کردند. سرانجام در بیست و یکم دی‌ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای پنج در شلمچه به شهادت رسید.
«مجید» فدای وطن شد

«مجید» فدای وطن شد

شهید «مجید طالب‌بیدختی» بیستم خرداد ۱۳۴۷ در شهرستان سمنان به دنیا آمد. ماندن در شهر و مدرسه در شرایطی که دشمنان اسلام به کشور هجوم آورده بودند، برایش قابل تحمل نبود. راهی مناطق جنگی شد و در بیست و یکم دی‌ماه ۱۳۶۵ به شهادت رسید.
«عباس» شوخ طبع بود و دوست داشتنی

«عباس» شوخ طبع بود و دوست داشتنی

«شهید عباس صادقچه» در روستای صیدآباد شهرستان دامغان به دنیا آمد. شوخ طبع بود و دوست داشتنی؛ اما هنگام کار بسیار جدی. اهل صله‌رحم بود و فامیل دوست. بیست و یکم دی‌ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید.
«حمیدرضا» در انجام وظیفه شب و روز نمی‌شناخت

«حمیدرضا» در انجام وظیفه شب و روز نمی‌شناخت

شهید «حمیدرضا یدالهی» در دهم خرداد ۱۳۴۶ شهرستان سمنان به دنیا آمد. در درس و انجام تکالیف مدرسه برادر و خواهرش را راهنمایی می‌کرد. در تظاهرات و راهپیمایی قبل از انقلاب شرکت می‌کرد. عضو فعال بسیج پایگاه بود و در انجام وظیفه، شب و روز نمی‌شناخت. وی سرانجام بیست و یکم دی‌ماه ۱۳۶۵ به شهادت رسید.
«ابوالفضل»؛ ثمره توسل و ایمان مادر

«ابوالفضل»؛ ثمره توسل و ایمان مادر

مادر شهید «ابوالفضل علائیان» نقل می‌کند: « شش سالی بود که بچه‌دار نمی‌شدیم. به ائمه متوسل می‌شدم. هر مجلس روضه‌ای می‌رفتم، خدا را به آن امام قسم می‌دادم. یک روز سیدی که شال سبز به کمرش بسته بود، درِ خانه‌مان آمد. اعتقادی که به سید داشتم، نذرم را به او دادم و خواستم برای حاجتم دعا کند.»
تصمیمی برای خدا؛ آغاز راهی که با ایمان انتخاب شد

تصمیمی برای خدا؛ آغاز راهی که با ایمان انتخاب شد

مادر شهید «غلامرضا کمیل» نقل می‌کند: «گفتم: اگه بسیج بری و چند روز هم توی پایگاه باشی خیالم راحته. خیلی جدی گفت: من برای خدا و دین می‌رم، برای رضایت کسی نمی‌رم.»
راضی‌ام به رضای او؛ روایت مادری در لحظه وداع

راضی‌ام به رضای او؛ روایت مادری در لحظه وداع

مادر شهید «محمود برزوئی» نقل می‌کند: «وقتی شهید شد، پدرش گفت: خانم! امانتی که پیش ما بود، صاحبش گرفت. با اینکه دلم سوخته بود، همان‌طور که اشک‌هایم جاری شده بود، گفتم: راضی‌ام به رضای او!»
بعدی 5 6 7 8 قبلی