جهاد سازندگی زیر آفتاب سوزان؛ خاطراتی به روایت خواهر
در سالروز شهادت شهید«میرمسعود مصلایی»

جهاد سازندگی زیر آفتاب سوزان؛ خاطراتی به روایت خواهر

بهترين خاطره‌اي كه از او دارم اين هست كه روزي براي برداشت محصول و مخصوصاً كاشت ذرت به منطقه باز«سرحدآباد» كرج رفته بوديم و در زير آفتاب شديد و سوزان آن...
زمهریر اسارت / داستان به اسارت در آمدن آزاده پرافتخار «علی گلوند» (پایان)
داستان و خاطرات

زمهریر اسارت / داستان به اسارت در آمدن آزاده پرافتخار «علی گلوند» (پایان)

زیبایی ها صرفااز طریق چشم سردیده نمی شدند ، بدون واسطه دیدن قابل لمس بودند اصلا خودت جزئی از آن بودی . حضرت امام را دیدم در جایی با چند تا از دوستانم که قبلا شهید شده بودند ، ایستاده و من با چند نفر از دوستان در فاصله چند متری آنها...
سه هزار و پانصد روز اسارت به روایت یک آزاده/ بخش پایانی
گفتگوی اختصاصی نوید شاهد البرز با جانباز و آزاده پر افتخار «عبدالرضا لهراسبی»

سه هزار و پانصد روز اسارت به روایت یک آزاده/ بخش پایانی

یست و چهارم مردادماه سال شصت ونه عراق اعلام کرد که ما به صورت یکطرفه می خواهیم اسرا را آزاد کنیم ودلیلش هم این بود با کویت وارد جنگ شده بود و صدام یک لقمه چربتر پیدا کرده بود...من وقتی وارد خاک ایران شدم، سجده شکرکردم. هیجده سالگی رفتم و بیست و هشت سالگی برگشتم...
1 2 3 قبلی