ظهیر؛ دانش‌آموز ۱۶ ساله‌ای که سنگینی دوشکا را به دوش کشید
به مناسبت هفته بسیج دانش‌آموزی؛

ظهیر؛ دانش‌آموز ۱۶ ساله‌ای که سنگینی دوشکا را به دوش کشید

پدر شهید ظهیر یوحنایی در این گفت‌وگو از فرزند ۱۶ ساله‌اش روایت می‌کند؛ نوجوانی مؤدب و مسئولیت‌پذیر که با وجود مخالفت اولیه پدر، راهی جبهه شد، مسئولیت سنگین دوشکا را بر عهده گرفت و سرانجام در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. نوجوانی که هنوز فرصت نشستن پشت نیمکت‌های مدرسه را داشت، اما دفاع از میهن را رسالتی بزرگ‌تر دانست.
مادر شهید دانش‌آموز حسن حسین‌نیا کلور: «گفت مادرجان، اگر شهید شدم، مثل حضرت زینب صبور باش»

مادر شهید دانش‌آموز حسن حسین‌نیا کلور: «گفت مادرجان، اگر شهید شدم، مثل حضرت زینب صبور باش»

مادر شهید دانش‌آموز حسن حسین‌نیا کلور با مرور خاطرات فرزند نوجوانش می‌گوید: «حسن از همان کودکی آرام، مهربان و اهل قرآن بود؛ به من در کارهای خانه کمک می‌کرد و همیشه به فکر دیگران بود. پیش از رفتن به جبهه به من گفت اگر شهید شدم، مثل حضرت زینب صبور باش.»
پدر شهید «سیروس نجم»: پسرم، معلم من بود

پدر شهید «سیروس نجم»: پسرم، معلم من بود

علی‌اصغر نجم پدر می‌گوید: سیروس از پنج‌شش‌سالگی نماز می‌خواند و در محله خزانه به «پسر خوب» معروف بود. او دانشگاه را رها کرد، داوطلبانه به خط مقدم رفت و در تیرماه ۱۳۶۷، ۳۱ روز مانده به پایان خدمتش، در عملیات مرصاد تا آخرین فشنگ ایستاد و شهید شد. پیکرش پس از شش ماه مفقودالاثری پیدا شد و در قطعه ۴۰ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
مهدی روی همه دلبستگی‌هایش پا گذاشت
روایت گلنسا پناهی، مادر شهید مهدی شمس، به مناسبت روز نوجوان:

مهدی روی همه دلبستگی‌هایش پا گذاشت

هفده‌سال بیشتر نداشت؛ سنی که باید روی نیمکت‌های مدرسه برای آینده‌اش برنامه‌ریزی می‌کرد، اما دلش جای دیگری گیر بود. مخالفت مدیر مدرسه و دل‌نگرانی‌های مادر نتوانست مانع اراده‌اش شود؛ او راهی جبهه شد و نامش برای همیشه در تاریخ این دیار ماندگار گشت. آنچه در ادامه می‌خوانید، بازخوانی فرازهایی از زندگی شهید «مهدی شمس» به روایت مادری است که سال‌هاست داغ فرزند را با افتخار به راه و آرمان او در دل زنده نگه داشته است.»
شهید ۱۷ ساله‌ای که یک هفته‌ای مرد میدان شد
روایت زندگی و عروج شهید ۱۷ ساله، محمد پورعباس به روایت مادر؛

شهید ۱۷ ساله‌ای که یک هفته‌ای مرد میدان شد

هفده سال سن داشت؛ سنی که دنیایی از امید و آرزو برای تحصیل در رشته پزشکی را در سر می‌پروراند، اما صداقت عشق و دفاع از میهن او را به جبهه‌های جنوب کشاند. شهید محمد پورعباس، امدادگر نوجوانی که تنها یک هفته پس از اعزام و در آستانه آزادسازی خرمشهر در فکه به شهادت رسید، نمادی از غیرت نسل نوجوان است. گفت‌وگوی پیش رو، بازخوانی روایت مادری است که سال‌هاست یاد و خاطره فرزند شهیدش را با صبری زینبی پاس داشته است.
داوود ذوالفقاری در خط مقدم ماند تا جان رزمندگان را نجات دهد
گفت‌وگو نوید شاهد با مادر شهید امدادگر؛

داوود ذوالفقاری در خط مقدم ماند تا جان رزمندگان را نجات دهد

گرجی سعیدی، مادر شهید امدادگر داوود ذوالفقاری، از آخرین اعزام پسرش به جبهه روایت می‌کند؛ جوانی که با وجود مخالفت مادر و در حالی که رؤیای ازدواج و ساختن خانه‌ای برای آینده را در سر داشت، راهی جبهه شد و در عملیات کربلای ۵، هنگام امدادرسانی به رزمندگان، به شهادت رسید. داوود می‌توانست به مرخصی برود، اما ماندن در کنار هم‌رزمانش را انتخاب کرد؛ انتخابی که مادرش سال‌ها بعد، با حسرت آخرین خداحافظی، از آن سخن می‌گوید.
مرهم زخم رزمندگان؛ روایتی از امدادگری که در والفجر ۸ شهید شد

مرهم زخم رزمندگان؛ روایتی از امدادگری که در والفجر ۸ شهید شد

از بازی در کوچه‌های خاکی حصارک کرج تا روزهایی که پاتوقش مسجد جامع محله بود. این روایت مادری است که فرزند نخست خود را نه برای جنگیدنِ صرف، بلکه برای نجات جان مجروحان راهی جبهه کرد؛ مادری که می‌گوید: «وقتی چیزی را در راه خدا می‌دهی، دیگر دلتنگی معنایی ندارد.»
پدر شهید کاروند: «خوش به احوالت که ما رو سرفراز کردی»

پدر شهید کاروند: «خوش به احوالت که ما رو سرفراز کردی»

محمدهاشم کاروند، پدر شهید محمدرضا کاروند که خود چهار بار به‌عنوان امدادگر راهی جبهه شد، از پسری روایت می‌کند که نخستین بار همراه پدر قدم به میدان دفاع گذاشت و پس از آن، به‌تنهایی راه جبهه را ادامه داد تا به شهادت رسید؛ پسری آرام و مهربان که حتی در روزهای مرخصی، وجدانش اجازه نمی‌داد از مردمی که درگیر جنگ بودند، فاصله بگیرد.
امدادگری که جانش را فدای نجات هم‌رزمانش در جزیره مجنون کرد
در گفت‌وگوی تفصیلی نوید شاهد با مادر شهید «عبادالله احمدی پرگو» مطرح شد:

امدادگری که جانش را فدای نجات هم‌رزمانش در جزیره مجنون کرد

هم‌زمان با سالروز ولادت حضرت زینب کبری (س) و روز پرستار، پایگاه خبری نوید شاهد البرز ناگفته‌هایی از فداکاری امدادگر شهید «عبادالله احمدی پرگو» را در مصاحبه با مادر معظم این شهید منتشر کرد. در این روایت، مادر شهید از چگونگی اعزام‌های پنهانی، ایثار فرزندش در لحظه انهدام قایق‌های عملیات بدر و سرنوشت پیکری سخن می‌گوید که پس از سیزده سال چشم‌انتظاری، همراه با ۳۰۰ شهید والامقام به میهن بازگشت و در گلزار شهدای امامزاده محمد (ع) کرج آرام گرفت.
مادری از سنگر پرستاری، قهرمان وطن پرورش داد
گفت‌وگو نوید شاهد با مادر شهید پدرام اصغر مومنی؛

مادری از سنگر پرستاری، قهرمان وطن پرورش داد

عصمت سرایداری، مادری که روزگاری در سنگر پرستاری به التیام زخم‌های رزمندگان می‌پرداخت، در خانه نیز رسالت پرورش نسلی از جنس ایمان و ایثار را دنبال کرد و فرزندش را در مسیر دفاع از میهن به قهرمانی ماندگار بدل ساخت؛ روایتی از پیوند عشق مادری، تعهد پرستاری و افتخار شهادت.
بعدی 1 2 3 4 5