فرازي از زندگينامه «شهيد اسمعلي صيادي‌فر»
«شهيد اسمعلي صيادي‌فر» چندین بار برای ملاقات حضرت امام عازم تهران شده بود و هر بار که برمی گشتند گویی رخسارشان پرنورتر شده بود.

نوید شاهد آذربایجان غربی: «شهيد اسمعلي صيادي‌فر» هفتم فروردین 1321، در يك خانواده مومن و متعهد شهرستان ارومیه ديده به جهان گشود. پس از طي دوران طفوليت تحصیلات خود را در ارومیه تا دیپلم گذراند و سپس وارد دانشگاه شده است و مدرک لیسانس گرفته است. سپس استخدام وزارت بهداري درآمد. سال 1354 اقدام به تشكيل خانواده داد و صاحب یک پسر شد.

وی‌ از نظر اخلاقي،‌ فردي مؤمن و متعهد نسبت به اسلام و فرايض ديني بود. و فردي دلسوز و مهربان نسبت به خانواده و دوستان بود. در راهپيمائي‌هايي كه توسط مردم انقلابي صورت مي‌گرفت شركت مي‌كرد و علاقه زيادي به امام راحل داشت.

وی قبل از انقلاب نیز با استفاده از رهنمودهای حضرت امام خمینی و با توجه به علاقه زیادی به امام و فرمایشات آن حضرت را سرمشق خود قرار داده بود و در محافل مختلف اعم از مجالس خانوادگی و غیره به رسوایی رژیم منفور شاه می پرداختند.

او فردی بسیار با تقوا و پیرو ولایت فقیه بودند. چندین بار برای ملاقات حضرت امام عازم تهران شده بود و هر بار که برمی گشتند گویی رخسارشان پرنورتر شده بود. از مرگ ترسی نداشتند و شهادت را افتخار می دانستند و بالاخره به آرزوی خویش رسیدند.

عشق به انقلاب و میهن در دل او چنان نفوذی کرده بود که از خود بی خود شده بود و با وجود این که می دانست راهی که انتخاب کرده بود برگشتی ندارد ولی با این همه پای در راه نهاد و برای پیشبرد اهداف مقدس امام و انقلاب روی در روی خصم تیره بخت ایستاد .و سرانجام سوم تیر 1361، در محور تکاب – دیواندره مورد سوء قصد اشرار قرار گرفت به مقام رفیع شهادت نایل گشت.

خاطرات مقصود صیادی برادر «شهيد اسمعلي صيادي‌فر»
از آن جایی که برادرم در جبهه به شهادت نرسیده اند، بنابراین نمی توان خاطره ای در این مورد درج نمود. زمانی که عازم این مأموریت بود حالی دیگر داشت. گویی که از همه چیز خبر داشت و می دانست که این بار برگشتی وجود ندارد. با ما چنان وداع کرد که گویی دیگر ما را نخواهد دید. ولی با این همه هدفی را که برگزیده بود استوار و مصمم بود و در راه هدف به شهادت رسید.

آن چه که ما می دانیم این است که تا آخرین نفس در مقابل مزدوران و خودفروشان ایستاده بود و تا آخرین قطره خون از ارزشهای انقلاب اسلامی حراست نموده و اجازه لگد مال کردن این ارزش ها را به خصم زبون نداده بود.

از جمله افرادی که ایشان تأثیر بسزایی داشتند، شهید محمد صیادی بود که برادر کوچکمان بود که بعد از چند سال فعالیت در صحنه انقلاب در سال66 به مقام والای شهادت نایل گشت.



ساعت 5/5 بعد از ظهر روز پنجشنبه ولادت حضرت امام هشتم شیعیان رضا علیه السلام مورخه 47/11/10 توسط «شهيد اسمعلي صيادي‌فر» نوشته شد.
چون توئی عشق من بر تو رو می کنم
به هر طرف من تو را جستجو می کنم
پر بود شهری از گفتگوی من
بس که من با غمت گفتگو کنم
رو به هر چمن کنم ای گل مردا
تا میان گل تو را جستجو کنم
چشمه حیات من چشم مست تو ست
بی تو زندگی چرا آرزو کنم
عاقبت در ره عشق تو جان فدا کنم، جان فدا کنم
عاشقم از سر کوی تو رو کجا کنم، رو کجا کنم، عشقت آتش زد به جانم جان در آتش می فشانم
فتنه ها دیده ام در جوانی در جوانی، شکوه ها دارم از زندگانی، زندگانی
ستاره بارد چشمم همه شب چون شمع بزم طرب
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشینی کوی تو سرباز و رندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمی آید به چشمه غم پرست
بس که در بیماری هجر تو گر مانم چو شمع
رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد 
همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع
در شب هجران مرا پروانه وصلی فرست 
ورنه از دردت جهانی را بسوزانم چو شمع
سزاوارم کن شبی از وصل خود ای نازنین
تا منٌور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیت ادب لایق صحبت نبود

منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذربایجان غربی
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده