شهید مفقوالاثر/ نامه «شهيد علي يادگاري» به پدرش
«شهيد علي يادگاري» با نیت بهره گیری از توان معنوی خود در مقابل دشمنان مکتب و میهن اسلامی به صف رزم آوران انقلاب پیوست تا در خلق حماسه های خونین و ملی وطن جانفشانی نماید.

نوید شاهد آذربایجان غربی: «شهيد علي يادگاري» دوم فروردین 1341 ، درروستاي يكان كهريز ، شهرستان مرند در يك خانواده متوسط ومتدین و معتقد به قرآن و اسلام ديده به جهان گشود. پس از طي دوران طفوليت، تحصيلات خود را تا پایان دوره کاردانی به پایان رساند. وی حتی در امرار و معاش خانواده نیز سعی تمام داشته و در کنار پدر برای تامین مخارج زندگی تلاش و کوشش می کرد.
  
  علی یادگاری از همان دوران کودکی به فعالیتهای مذهبی علاقه نشان می داد. فردي مؤمن و متدین که نسبت به موازين اسلامي و انقلاب متعهد بود. همواره در راهپيمائي هايي كه توسط مردم انقلابي صورت مي گرفت، شركت مي كرد و همراه و همپای مردم انزجار خود را بر دهان اهریمن طاغوت می کوبید تا این قوم شیطان صفت که در تضعیف ایمان و دین مردم نقش اساسی داشتند، مورد نفرت دایمی انقلاب قرار بگیرند، در تمام سنگرهای دینی حاضر می شد و چون سربازی مقدس و تناور برای رسیدن به آرمان های ارزشی، که امربه امعروف و نهی از منکر یکی از آنها بود را در عرصه های زندگی، مردم را با این مقوله دینی که در جامعه شاهنشاهی به فراموشی سپرده شده بود، آشنا می کرد، و مدافع آرمان های انقلاب بود. وی عاشق امام حسین (ع) و خاندان عصمت و طهارت بود، در عزاداری ها و مناسبت های مذهبی شرکت می جست. عاشق امام حسین بود و دلش برای این خاندان می تپید.  


نامه «شهيد علي يادگاري» به پدرش  اینگونه آمده است:

«پدر عزيزم اگر خواسته باشيد از احوالات اينجانب جويا و با خبر بوده باشيد الحمدا...سلامتي حاصل و برقرار است و جاي هيچگونه نگراني از طرف بنده نيست. پدر گراميم قبل از اين نامه برايتان يك نامه هم فرستاده بودم كه با عجله نوشته بودم اما نمي دانم كه به دستتان رسيده يا نه! باري پدر مهربانم، از قول بنده به مادرم بگو كه اصلاً از طرف من، ناراحت نباشد. جاي من امن و امان است. در ضمن پدرجان احتمالاً بنده را درآينده خيلي نزديك به پدافند هوائي منتقل نمايند. از طرف بنده به تمام بچه ها بگویید كه درسهايشان را خوب بخوانند. این انقلاب به بچه های درس خوان نیاز دارد. ما باید کشورمان دکتر و مهندس و معلم زیاد داشته باشد. چون مهندسان ، دکتران و معلمان کشور نیز در جنگ حضور دارند.

 این انقلاب به تمام اقشار در جهت رسیدن به اهداف والای انقلاب که امام کبیر برآن تکیه و تاکید داشته اند، جامه عمل بپوشانند. کشور ما باید از نو احیا شود. آبادی های دوباره پر از گل و درخت گردد و خرابی ها آباد گردد و بی سواد ها به آرزوی دیرینه خودشان که همان رسیدن به علم و دانش هست، برسند. این انقلاب کارهای زیادی خواهد کرد. به دوستان و آشنایانمان بگویید که علی برای به تحقق رساندن اهداف انقلاب به این جنگ رفته است. بگویید با علم  و دانش نیز شما می توانید به مراتب قوی تر و نیرومندتر به انقلاب خدمت نمایید. مواظب تک تک عزیزانم باشید.»
    
وی  با همین نیت و توکل به استخدام نیروی ارتش درآمد تا آرزوها و آرمانهایش را در جنگ پیدا نماید. با نیت بهره گیری از توان معنوی خود در مقابل دشمنان مکتب و میهن اسلامی به صف رزم آوران  انقلاب پیوست تا در خلق حماسه های خونین و ملی وطن جانفشانی نماید. به همین سبب لباس مقدس ارتش را بر تن کرد تا به عنوان ستوان سوم ارتش، شایسته و کاردان وارد عرصه ی خدمت گردد. 

سرانجام شهید زنده یاد، با آغاز جنگ تحميلي عراق و تجاوز به مرزهاي اسلامي، در بیست و چهارم دی ماه 1365 در درگيري با دشمن بعثي، در منطقه سومار (نفت شهر)، بر اثر اصابت تركش به فرق سر، به درجه رفيع شهادت نائل گرديد و به کاروان شهدای جنگ تحمیلی پیوست. هیچ گاه اثری از پیکرش به دست نیامد.برادرش غفار نیز به شهادت رسید. روحش شاد و يادش گرامي باد!
منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده