گذری بر زندگینامه و خاطرات «شهيد اسكندر رحيم پور»
«شهيد اسكندر رحيم پور» خطاب به خانواده اش می گفت : سنگرهای را خالی نگذارید، بسیجی شوید که بسیج راه اخلاص را می پیماید، و به جبهه های حق علیه باطل رفت و در این راه به شهادت نائل گشت.

نوید شاهد آذربایجان غربی: «شهيد اسكندر رحيم پور» هفدهم مهر 1343 ، در روستاي عرب ديزج ازتوابع بخش شهرستان چالدران در خانواده ای متدین و مومن ديده به جهان گشود. بعد از طي دوران كودكي و نوجواني همراه پدرش درجهت كمك به امرار معاش زندگي خانواده همت گماشت. از آنجایی که وی نیز مثل سایر هم روستایی ها از نعمت سواد بی بهره ماند، در کنار آن عدم امکانات آموزشی یکی پس از دیگری مانع تحصیل گشت. با این وجود درک والا و بینش اجتماعی عمیق چنان در شهید موج می زد که همگان را به حیرت می انداخت.
    
وی، جواني خداشناس و با ايمان بود و در خدمت پدر و مادرش بسیار متواضع و فروتن بود. به  عنوان سرباز خدمت مي کرد و علاقه خاصي به درگاه اباعبدا... داشتند. در مراسم سوگواري و عزاداري سالار شهيدان كربلا شركت مي كردند.



به نقل از خانواده «شهيد اسكندر رحيم پور»
« شهید عزیز،هميشه دلش براي عزيمت به جبهه و شركت در جنگ بی تاب بود. ولي مشكلات و فقر مالي مانع از عزيمت ايشان مي شد. تا زماني كه عزيمت به خدمت مقدس سربازي مهیا گشت و، خوشحالی اش مضاعف گشت. وقتی فهمید که به جبهه اعزام می شود و در جنگ جهت حفظ اسلام و قرآن شركت خواهد کرد،آرامشی عجیب در خود احساس نمود.»

«شهید عزیز، اعتقاد و عقيده خاصي به خداوند متعال داشت و هميشه از وقتي كه بزرگ شده بود، نماز مي خواند و هميشه در مجالس و مساجد شركت مي كرد و نسبت به ولي فقيه و امام علاقه مخصوصي داشت و به قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران پاي بند بود و در ايام ماه محرم در دستجات و مجالس حسيني شركت مي نمود و به عزاداران خدمت مي كرد و براي آنان ارزش و احترام خاصي قايل بود.»

    « قبل از شروع انقلاب اسلامي، اعلاميه ها و سخنراني هايي كه امام امت جهت اوج گيري هر چه سریع تر اهداف انقلاب اسلامي، براي مردم مي فرستاد، آن اعلاميه ها و نوارها را مخفيانه در روستاي اسلام كندي ضمن استماع و عمل خود به نحوي به ساير مردم مي رساند و بدين ترتيب پيام اميد بخش انقلاب را در آن منطقه برعهده گرفته بود که در حقیقت مبلغ انقلاب در روستاها اطراف نیز بود.»

«شهید معظم، وقتی به مرخصي مي آمدند، عجله بسياري داشتند که به جبهه برگردند. می گفتند آرام و قرار ندارم و باید هرچه زودتر برگردم. شهید آرامش خود را در جبهه یافته بود از آنجا لذت می برد و ما را نیز به صبر و همین طور به جهاد در روستا دعوت می کرد و می گفت سنگرها را خالی نگذارید. بسیجی شوید که بسیج راه اخلاص را می پیماید. شهید عزیز جبهه را دور از گرفتاريهاي دنيوي مي دانست و آن را یک مکتب انسان ساز تعریف می کرد.»


وی، علاقه خاصي به امام امت داشتند و به همين جهت در پايگاههاي مقاومت اسلام كندي ثبت نام کرد و چند سالي در اين پايگاه ها به تلاش مستمر خویش در جهت حفظ دستاوردهاي انقلاب از جان و دل کوشید.تا اینکه به سن مشموليت رسيد و به خدمت اعزام شد. با توجه به عشق عميق خود به ولايت فقيه و انقلاب اسلامي دريگان نيروي انتظامي وارد خدمت شد تا امنیت را درمرزهای نظام برقرار نماید و همین طور با اشرار به جهاد بپرداخت. وی ضمن حضور در جبهه، ساير دوستان خود را جهت دفاع مقدس دعوت مي کرد. 

شهید عزیز،فعاليتهاي جهادی خود را برای  دوستان خود تعريف مي كرد. طوري با صحبتهاي خود آنها را خوشحال مي نمود كه آنها هميشه آرزوي اعزام به جبهه و يا به منطقه ناآرام جهت جنگ با دشمن خارجي و يا با منافقين و اشرار و دشمنان داخلي عجله مي نمودند و يا آرزو مي كرد كه هر چه زودتر زمان سربازي فرا برسد تا بتوانند موفق به انجام چنين مأموريتهايي بشوند.
   
    سرانجام اين شهيد بزرگوار در چهاردهم دی ماه 1363، در درگيري با اشرار و منافقين در هشتيان كردستان به اوج خواسته های معنوی خود رسید و به دیار صادقان همیشه زنده پیوست.روحش شاد و يادش گرامي تا به همیشه گرامی باد!
منبع: اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده