«شهید جعفر ناظری» با حضور در راهپیمایی ها و تظاهرات های مردمی به شکل بارزی نمایان شد، بعد از انقلاب، به نيروي بسيج سپاه پاسداران بوكان پيوست، و در این راه جان خود را تقدیم ساحت پاک حضرت حق کرد، و به كاروان شهداي انقلاب پيوست.
 
 نوید شاهد آذربایجان غربی: «شهید جعفر ناظری» دوازدهم شهریور1342 روستاي قازانتا ازتوابع شهرستان سقز درخانواده اي مذهبي و كشاورز ديده به جهان گشود. در همان روستا به مدرسه رفت، چندي بعد به منظور ادامه تحصيل به بوكان مهاجرت نمود، ولي به دليل ضعف مالي وهمین طورعدم امکانات آموزشی، درس و مدرسه را رها كرد و جهت تأمين معاش خانواده به كار كشاورزي در روستا روي آورد، از طریق شیوه ی آزاد مردی، همچون حاتم طایی نان از بازوی خود خورد وی کسب روزی حلال را همچون جهاداکبر، مقدس می شمرد و برای به دست آوردن آن روزی، همواره در تلاش و تکاپو بود، حتی به این باور رسیده بود که سختی ها هم می توانند از انسان فولاد بسازد و در گرما گرم مصایب با سربلندی بیرون بیاید. با اعتقاد به این گونه زندگی، خود را برای تحولی عظیم نیز آماده کرده بود.


به نقل ازخانواده «شهید جعفر ناظری» :
«شهید جعفر ناظری» انسان زحمت کشی بود، از کارکردن خسته نمی شد؛ بلکه کار را به عنوان یک اسلحه برای مبارزه با نفس درون می دانستند. روز و شب در فکر روزی حلال بود و به خانواده نیز سفارش می کرد که برای به دست آوردن روزی حلال دست به هرکاری بزنید حتی اگر آن کار پادویی باشد. مهم روزی حلال است که شمارا دلگرم می کند. شهید ناظری گاهی آنقدر دیر به منزل می آمد که بعد ها متوجه می گشتیم که علاوه بر اینکه  روزها نیزکار می کرد،شب ها هم به کار مشغول می شد.»

    شهید بزرگوار،قبل از انقلاب هرچند سن بسیارکمی داشت؛ اما با همان سن کم از فهم و درایت بسیار خوبی برخوردار بود. تحول انقلابی شهید این بار با حضور انقلابی ها در راهپیمایی ها و تظاهرات های مردمی به شکل بارزی نمایان شد. وی نیز پا به پای مردم هرچند اندک به وظیفه انقلابی خود پایبند شد و با جان ودل در شهرستان بوکان به حمایت از انقلاب و آرمانهای انقلابی پرداخت. در آن برهه از زمان که بوکان هم مثل سایر مناطق غربی، محل رشد ضد انقلابیون و منافقین بی منطق و مخالف با ارزش های اسلامی بود به صحنه های حضور آمد تا نشان دهد که پیر و جوان، خرد و کلان همه دلشان برای انقلاب می تپد.

    بعد از انقلاب، عاشقانه و آگاهانه به نيروي بسيج سپاه پاسداران بوكان پيوست و خود به عنوان یک مبلغ اسلامی در پهناور به اسلامگرایی و انقلاب پروری همت نهاد تا بار دیگر نیز حضور انقلاب و آرمانهایش را برای مردم ساده دل بوکان تحکیم نماید و اجازه ندهد که منافقین دست و دلشان را به فریب های رنگین بلرزاند. مدام در میان اقوام و خانواده می گفت:«امروز اگر بوکان محل کمین ضد انقلابیون شده است، مردم باید به نهادهای مردمی و سپاه که از دل خود این مردم بیرون آمده است، مراجعه کنند و ضد انقلابیون را نشان دهند و هرگز با آنان همکاری نکنند که این قشر مافیایی خطرناک تر از هر کسی است. آنها به زن و بچه های خود نیز رحم و مروت ندارند، چه برسد به مردم عادی! مردم باید هوشیار باشند که الان وقت هوشیاری است،حتی اگر کوچکترین حرکتی از منافقین دیدید گزارش دهید. این خبرها می تواند جان خانواده هایتان را حفظ کند.»

    شهیدوالاتبار با باور به راه ارزشمند انقلاب  با مبارزه عملي بر عليه ضدانقلابیون همواره در محافل دوستان،آشنایان حقانيت انقلاب و جمهوري اسلامي را تبليغ مي كرد. به همين سبب مورد نفرت ضدانقلابیون و منافقین گشت. حتی در صدد ترور این شخصیت انقلابی نیز برآمدند که سرانجام در دهم دی ماه 1360 در بوکان توسط گروه های ضد انقلاب اعدام شد و جان خود را تقدیم ساحت پاک حضرت حق کرد، و به كاروان شهداي انقلاب پيوست و در گلستان شهداي شهرستان بوكان به خاك سپرده شد.روحش شاد و يادش تا به همیشه گرامي باد.
منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده