گذری بر زندگینامه «شهيد يونس كاظمي»
«شهيد يونس كاظمي» به عنوان پاسدار در جبهه فعالیت می کرد و سرانجام شانزدهم آذر 1362،در روستای وزنه شهرستان زادگاهش توسط نیروهای حزب دمکرات بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.

شهادت درراه خدا چيزي نيست كه بتوان آن را با سنجش هاي بشري و انگيزه هاي مادي ارزيابي كرد. امام خميني (ره)


 نوید شاهد آذربایجان غربی : «شهيد يونس كاظمي» سی ام بهمن 1337 ، در روستاي كهريزه عجم دريك خانواده مستضعف ومعتقد چشم به جهان هستی گشود. شهید درمیان اعضای خانواده  اولين كسي بود كه با هزاران مشقت با فرهنگ و مدرسه آشنايي یافت و تا حدودی به علم و دانش روی آورد. ازهمان دوران کودکی با سختی و مصایب زندگی مانوس بود،به طوری که در نه سالگی پدر عزیزش را از دست داد. از همان دوران به نگهداری مادر و دیگر اعضای خانواده همت گماشت. با تمام سختی ها،درمدرسه ازشاگردان ممتاز به شمار مي آمد. هرسال با نمرات عالی فارغ التحصیل می شد. اما بعد ها از روی ناچاری و ناداری ، ديگر نتوانست ادامه تحصيل دهد. 

   وی بعد از مرگ پدر جهت امرار معاش زندگی در شهرهاي تهران ، اروميه و ساير شهرستانها به كارگري مشغول گشت تا روزی حلال را بر سر سفره ی خانواده مهمان کند. به حرام و حلال بسیار معتقد بود. نمازش را سروقت به جا می آورد و در ماه رمضان هم روزه می گرفت و افتخار می کرد که مسلمان است. احترام گذاشتن یکی از ویژگی های خاصش بود که از همان دوران کودکی در ذاتش نمایان بود. با توجه به علاقه وافري كه نسبت به نظام اسلامي ، انقلاب ، امام و اهداف ناب اسلام داشتند لباس پرافتخار سربازي را بر تن كردند و براي پاسداري از ارزش هاي اصيل انقلاب همانند سرور آزادگان عالم حسين ابن علي(ع) جان بر كف نهاد و براي خدمت به شهر سنندج اعزام شد و اين درست موقعي بود كه حضرت امام (ره) فرمان فرار سربازان از پادگان ها را اعلام داشته بود. ايشان هم از پادگان سنندج فراركرده و درشهر مهاباد توسط ايادي كفر ضدانقلاب داخلي دستگير شده و مدت سه روز را در اسارت آنان به سر برده و بعد از آزاد شدن به شهر خود مراجعت مي كند.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با ياري خداوند به رهبري امام امت و توسط حزب ا... كه در روز22 بهمن روي داد باز به فرمان  امام لبيك ‌گفت و این بار با عشق و اشتیاق به خدمت  وظیفه اعزام شد و رشادتهائي كه از خود نشان مي‌داد قابل ستايش بود. 

پس ازاتمام نظام وظيفه، با دلي پاك و خالص براي خدا و خدمت به جمهوري اسلامي و ولايت فقيه در پيرانشهر به عضويت جوانمردي درآمد. وقتي كه جوانمرد بود هدفش خدمت به اسلام بود و در پاكسازي آن منطقه از لوث وجود اجنبی ،تلاش و كوشش فراوان كشيد. سپس به عضويت بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد ، دراین نهاد قدم به قدم به معني معنوي كلمه شهادت نزديك ونزديكتر مي‌شد. درپايگاهها با ضد انقلاب كه قصد ضربه به حكومت ا... را داشتند سخت ستيز و مقابله می کرد. 

به دوستانش می گفت:«جنگ ،جنگ حق وکفراست. فراموش نکنید که بین حق و تا کفر می تواند یک تارمو فاصله باشد. دقت کنید که فریب این فاصله را نخورید؛زیرا شیطان از همین فاصله ها حلول می کند و روح و جان انسانیت را تباه می کند. امروز با رهبری امام خمینی می شود ثابت کرد که حق همیشه پیروز است. ما با دست های خالی هم نشان دادیم که پیروز هستیم. مگر در زمان طاغوت دستهایمان خالی نبود؟!»

سرانجام در روز شانزدهم آذر 1362 ، كه آخرين مأموريت ايشان به حساب می آمد با چند تن از برادران  رزمنده با اصابت گلوله های ضد انقلابیون در منطقه وزنه به درجه رفيع شهادت كه نهايت آرزوي هر رزمنده ای بود، نايل آمد وبا خون سرخش تا به همیشه در بهشت همیشه سبز ماوا گزید. لذت حضور درمجلس ائمه طاهرين و شهيدان پاك بر او جاودانه باد!
منع: اسناد بنیاد شهید  و امور ایثارگران آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده