دوازدهم آذرماه 1359، در روستای نظام آباد شهرستان زادگاهش بر اثر انفجار مین کاشته شده توسط گروه های ضد انقلاب به شهادت رسید.
مسئله خون شهیدان انقلاب اسلامی را بیمه کرده است.امام خمینی (ره)


 نوید شاهد آذربایجان غربی : « شهید خسرو نيرويار» یکم فروردین 1331 درروستای جلال خان کندی تابعه شهرستان نقده و در یک  خانواده اي فقير و بي بضاعت اما غنی ازعشق به اسلام،چشم به جهان گشود.خواندن و نوشتن نمی دانست و در جهت كمك به خانواده شغل كارگري را برتری دادو قدم جا پای پدرنهاد تا درفقدان وی،خانواده به رنج سختی مبتلا نگردد. پس از مدتي برادربزرگش نیزدار فاني را وداع گفت واین بار تمام وکمال شهيد خسرو نيرويار سرپرستي خانواده را برعهده گرفت. غم از دست دادن پدر یک طرف و از دست دادن بردار دیگر سوی،روحیه لطیف شهید را آزرده بود. ولی این مصیبتها ذره ای هم ازایمان و باور شهید کم نکرد، بلکه اعتقادات شهید بر این باور استوار بود که سختی ها می تواند راه را هموار کند،سختی ها می تواند تجربه ای تازه برای انسان به ارمغان بیاورد. شهید عزیز هرچند از دنیای دانش بی بهره بود؛ اماافکار و اندیشه ی ژرف و عمیقی داشت و بیشتر وقت ها مخاطبانش را تحت تاثیر قرار می داد. زندگی با عزت و شرف را به زندگی با ثروت که از راه حلال بدست نیامده را ترجیح می داد. به همین خاطر دعای خیر مادر همیشه به همراهش بود و روزی اش را دو صد چندان می کرد. همین کافی ست که شهید نه از سختی ها بهراسد و نه از طعم فقر شکوه نماید. شهید اهل نماز و قرآن بود. عشق ویژه و خاصی نسبت به نبی مکرم اسلام و همین طورحضرت علی اکبر داشت. معمولا" در برپایی مراسم مذهبی در ماه محرم ،اشتیاق و محبتش طوری پرتو افشانی می کرد که همه را به هیجان وا می داشت. 

به نقل از دوستان شهید :
« وقتی محرم می شد شهید خسرو ،چهره ای نورانی تر می یافت. تو حال وهوای دیگری به سر می برد. درانجام فعالیتهای دینی،اشتیاقش مضاعف می گشت. با پولی که به زحمت به دست می آورد در مراسم محرم خرج می کرد و می گفت:« تمام جان ومال من فدای یک تار موی حسین(ع) کاش لیاقت داشتم که بیشتر از اینها بدهم. من شرمنده ام !»

وی ،شب و روزكار مي كرد تا با سرافرازي و سربلندي چرخ زندگي را به حركت درآورد.با خلق و خوي پسنديده و منش و رفتار جوانمردانه اي كه داشت توانسته بود اعتماد مردم را جلب نمايد و از عرق جبين، رونقي به زندگي خانواده اش بدهد، پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي با پس اندازي كه داشت، توانست ماشينی بخرد وبه مسافركشي بپردازد. دشمنان اسلام و قرآن كه ظاهراً مدعي حمايت از كشاورزان و زحمتكشان بودند با نهايت بي شرمي درتمام گذرگاه ها و حتي جاده هاي روستايي نيز مين و مواد منفجره كار گذاشته و عمق جنايات خود را اثبات نمودند.

    پس ازپيروزي انقلاب شهيد با ماشين سواري درمسير جاده هاي روستايي مسافركشي مي کرد كه سرانجام دردوازدهم آذرماه 1359، در روستای نظام آباد شهرستان زادگاهش بر اثر انفجار مین کاشته شده توسط گروه های ضد انقلاب به شهادت رسیدپیکر وی در شهرمحمدیار تابعه شهرستان نقده به خاک سپرده شد.

روحش شاد و یادش تا به همیشه گرامی باد!
منبع : اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده