«شهيد ولي ا... جعفرزاده»یکم فروردین 1331،در شهرستان ماکو چشم به جهان گشود.پدرش عمران،کشاورز بود و مادرش شمامه خاتون نام داشت.خواندن و نوشتم نمی دانست.ازدواج کرد و صاحب سه پسر و سه دختر شد.به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت.هفدهم آبان 1361، در روستای گلوان نقده توسط گروه های ضد انقلاب هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید.پیکر او در همان روستا به خاک سپرده شد.

 

امیدوارم که اسم این شهداء با اسماء شهدای بدر و کربلا نوشته شود.امام خمینی(ره)

    نوید شاهد آذربایجان غربی : «شهيد ولي ا... جعفرزاده » در يك خانواده متدين و مذهبي به دنيا آمد. به دلیل نبود امکانات آموزشی در روستا ، از تحصیل باز ماند و این عشق به سواد برای همیشه در سینه اش ماند. البته همین کمبود، نوع نگاه و منش وی را نسبت به پیرامونش تغییرداد و بیشتردر پی چرایی آن بود. شهید به معرفت خاصی دست یافته بود که آن را مدیون همین کنجکاوی ها می دانست. ايشان نیزاز همان اوایل كودكي پدر خود را از دست داد و حضانتش بر عهده عمويش گذاشته شد.

    تا اينكه شهید والامقام به دوران جواني قدم نهاد و از زادگاه خود به روستاي چيانه ازتوابع شهرستان نقده مهاجرت كرد و در اين روستا به كارگري پرداخت وبه زندگي خود سروسامان بخشيد ودر همان جا هم به امر مهم شرعي تن داد و ازدواج کرد.

شهید بزرگوار، فردي خوش‌اخلاق و خنده‌رو بود، به طوري كه همسايگان شيفته برخورد رفتارش و اخلاق پسنديده او بودند.

    بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ،شهید جعفرزاده در سال پنجاه و هشت  به استخدام ژاندارمري درآمد تا در جبهه آذربايجان از حقانيت انقلاب و اهداف نظام مقدس اسلامی دفاع کند.در سال شصت پس از استعفا از ژاندامري به عضويت بسيج سپاه پاسداران درآمد تا همدوش اين دلاوران گمنام با پيروي ازسرورشان شهيد كربلا حسين (ع) حق را زنده كند وبه احياي اسلام بپردازد.

 
خانواده اش می گوید:«شهید آن قدر به نظام علاقه داشت که همیشه حتی موقع خواب و غذا خوردن ،حرفش فقط از امام بود و رهبری کبیرانه  اش که تمام دنیا را به حیرت واداشت.»

شهید همیشه آرزوداشت که امام خمینی را از نزدیک ببیند و عشق و علاقه اش را به گوش امام برساند. با همین عشق و اشتیاق از ژاندارمری استعفا داد و به نیروهای بی پروای سپاه پیوست.

     اين دلاورمرد جبهه حق، سرانجام در هفدهم آبان 1361 هنگام عزيمت به شهر درروستاي گلوان از توابع نقده به كمين ضدانقلاب افتاد و بر اثر اصابت گلوله خصم زخمي گرديد و به بيمارستان شهر منتقل شد. اما به دليل جراحت زياد ورفتن خون بيش از حد پس از دو روز مداوا نوزدهم آبان 1361 روح بلند ملكوتي شهید به وسعت بي‌انتها بارگاه آفريننده افلاك پركشيد. پيكرمطهرش در روز سوم شهادت همرزمانش در شهرستان نقده تشييع و در كنار همرزمانش به خاک سپرده شد. روحش جاودان و یادش تا به همیشه گرامی باد!

اسناد فرهنگی بنیاد شهید وامور ایثارگران آذربایجان غربی

 


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده