وصیتنامه سرباز شهيد «رحيم مكاري»
وصیت شهید مکاری به خانوده اش: با عزم راسخ و اراده اي پولادين در راه خدا جهاد كنيد و صبر را پیشه سازید. در راه ايجاد زندگي اسلامي كوشا باشيد. هميشه نماز را برپا داريد و قرآن بخوانيد زيرا با همين قرآن به پيروزي رسيديم و خواهيم رسيد.


قرآن، انسان را سعادتمند و پیروز می کند

نوید شاهد آذربایجان غربی: سرباز ارتش شهيد «رحيم مكاري بادراکه» در یکم فروردین سال 1339 در اروميه دریک خانواده ی متدین و با ایمان چشم به جهان هستی گشود. پدرش عزیز قصاب بود و مادرش مهرانگیز نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند سپس عازم خدمت سربازی شد که درتاريخ نهم مهر سال 1361 توسط نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) دراثر انفجار بمب در تهران دعوت حق را لبیک گفت.

 

‏بسم ا... الرحمن الرحيم

ربك عطاءً حسابا

انسان يك روز به دنيا مي‌آيد و يك روز از دنيا مي‌رود. چه خوب است انسانى كه از دنيا مي‌رود، خدا را در وجود خود ببيند و هستى خود را فداى راه او كند. انسانى كه خدا را در هستى خود ديد، به سه چيز در مورد خداوند متعال متكى است و آن اینست که همه کارش:

در راه خدا

 براى خدا

و رضاى خدا باشد.

شهید نیز آنکسیت که در راه خدا از هستى خود گذشته، و خداوند اجر آن را در روز قيامت بهتر شمرده و در روز محشر مأمور تمام انسان‌هاست.

پروردگارا من نیز، بنده عليل و عاجز توأم، بنده‌ گناهكار و ذليل توأم. از تو مي‌خواهم فقط هدايتم كنى به آنجا كه رضاى تو است. با درود به سرور آزادگان حسين بن على(ع) و سلام به امام و امت قهرمان ايران و با اميد پيروزى حق بر باطل ‌و برقرارى حكومت اسلامى در تمام دنيا و ظهور حضرت قائم آل محمد (عج) چند كلام به عنوان وصيت‌نامه براى شما مي‌گويم.

هرچند كه در خور كلمه شهيد نيستم، چون شهيد به كسى گفته مي‌شود كه از تاريكى گريخته و خود را به نور و روشنايى رسانده و در راهى قدم مي‌گذارد كه خداوند دوست دارد. من كه اين لياقت را نمي‌بينم، چون قلب من خيلى ظلمانى‌تر از اينهاست و اميدوارم كه خداوند مرا ببخشد.

اما سخنى چند با ملت عزيز و هميشه در صحنه و شما برادران دارم و شما عزيزان را سفارش مي‌كنم در وجود امام عزيز، دقت بيشترى كنيد و راهش را با شناخت علمي و حرفش را با تمام وجود بپذيريد و هميشه گوش به فرمان امام عزيز باشيد. تمام عمر من فداى يك لحظه زندگى امام. امامى كه اسلام را زنده كرد و به جهانيان شناسانيد و رهبرى كه تمام عمر خويش را در راه به ثمر رساندن اين انقلاب اسلامى در تبعيد و شكنجه‌ زندان به سر برد و انقلابى كه با ريختن خون صدها هزار لاله ‌سرخ و جوانه هاى پرپر شده كه هر كدام اميد خانواده بوده‌اند و حالا اين رسالت بزرگ با شماست.

 اى عزيزان! در راه انقلاب بكوشيد، همچنان كه كوشيده ايد و رنجها و دردها را تحمل كرده ايد . خداوند اجر عظيم به شما خواهد داد.


وصيتنامه اي به خانواده

با عرض سلام خدمت خانواده گرامي و طلب رضايت و بخشش و حلاليت از پدر و مادر عزيز و خواهران عزيزم. ‌اگر در زندگي فرزند خوبي براي شما نبوده ام، اميدوارم كه همگي مرا عفو فرمائيد. عنان مركب شهيدان را در دست داشته باشید و به هدف نهايي يعني برقراري اسلام و پيروزي مسلمين فكر كنيد.

از شما خواهش مي كنم كه با گريه كردن، دشمن را خوشحال نكنيد، بلكه با عزم راسخ و اراده اي پولادين در راه خدا جهاد كنيد و با صبر خود اجري عظيم نصيب خود گردانيد. در راه ايجاد زندگي اسلامي كوشا باشيد. هميشه نماز را برپا داريد و قرآن بخوانيد و به آن عمل نماييد. زيرا با همين قرآن به پيروزي رسيديم و خواهيم رسيد. ديگر عرضي ندارم. خدا نگهدار.

والسلام

رحيم مكاري

61/7/9

منبع: پرونده فرهنگی بنیاد شهید آذربایجان غربی

 

 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده