خاطرات آقای باقر نجمی، همرزم شهید کریم امراهی
شنبه, ۱۰ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۰
هر وقت مي خواست به جبهه اعزام شوند، می گفت: اين دفعه انشاءا... پيروز مي شويم يا به شهادت مي رسيم. هميشه پيشقدم و پيشتاز بود. هر وقت رزمندگان احساس ضعف مي كردند با سخنان گيرا به رزمندگان روحيه مي داد.


پيشقدم و پيشتاز میدان نبرد بود

نوید شاهد آذربایجان غربی: پاسدار دلاور و فرمانده شهيد «كريم امراهي» در سال1332 در روستاي قره‌قشلاق ديده به جهان گشود. دوره راهنمايي بود که سنگر علم را رها کرده و برای پیروزی انقلاب از جان و دل تلاش کرد سپس به شغل دامداري و كارگري پرداخت. با پیروزی انقلاب به عضویت بسیج و عضویت رسمی سپاه در آمد. در مناطق حاج عمران و سردشت و پاكسازي مناطق مختلف كردستان در مسئولیتهای مختلف «مسؤولیت بررسی پایگاه های سلماس»، «معاون و مسؤول محور محور خناون»، «معاون گردان حضرت رسول(ص) (جندا...)»، «فرماندهی گردان حضرت امام حسین(ع)»، «فرماندهی گردان جندا... سلماس» فداکارانه فعالیت نمود. این سردار برومند اسلام وخستگی ناپذیر به خاطر عشق به خدا و اسلام همیشه آماده حضور در جبهه ها بود که در نهایت در دهم شهریور سال 68 در روستای میدانلار سلماس در درگیری با افراد حزب دموکرات به مقام والای شهادت نائل آمد.

پيشقدم و پيشتاز میدان نبرد بود

ايشان در خانواده‌اش سمبلی از اخلاق و ايمان و وفاداری به انقلاب و امام(ره) بود. دوران تحصيلي‌اش را در كلاسهاي شبانه سلماس قبل از انقلاب گذرانده بود. وي قبل از انقلاب در تمامي راهپيمائيها و تظاهرات شركت مي نمود و حتي توسط ضدانقلابيون با چاقو از ناحيه شكم زخمي شد و مدت20 روز در بيمارستان بستري بود. بعد از انقلاب وقتي كه انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد با عضويت بسيجي شروع به فعاليت نمود و در اواخر سال1361 به عضويت رسمي سپاه پاسداران نائل آمد. او هميشه تا موقع شهادت در جبهه با گردان جندا... همكاري شاياني داشته و فعاليت و ايثارگريهاي زيادي از خود نشان داد.

 از خصوصيات شهيد امراهی اين بود كه هميشه فكرش در جبهه و جنگ بود و موقعي كه پشت جبهه بود، وقتي كه از راديو و تلویزيون مي شنيد، رزمندگان عمليات را شروع كرده‌اند، افسوس مي خوردند كه چرا من در عمليات شركت نكرده‌ام.
هميشه در فكر خدا بود و هر موقع پيام امام(ره) را مي شنيد آماده اعزام به جبهه مي شد. اکثر اوقات در منطقه عملياتي و جبهه‌ها بودند. هر وقت كه مي خواستند به جبهه اعزام شوند، خاطره‌اش اين بود كه اين دفعه انشاءا... پيروز مي شويم يا به شهادت مي رسيم. وي هميشه پيشقدم و پيشتاز بود. هر وقت رزمندگان احساس ضعف مي كردند با سخنان گيرا به رزمندگان روحيه مي داد. ايشان در زمان شهادت فرمانده گردان جندا... بودند و در درگيري با عناصر گروهک های ضدانقلابيون در منطقه كردستان به شهادت رسيد. وقتي خبر شهادت ايشان را به خانواده‌اش دادند، آنها هيچگونه عكس العملي نشان ندادند و اصلا احساس ناراحتي نكردند. مراسم تشییع جنازه وي هر چه باشكوه‌تر انجام گرفت. وقتي كه آشنايان و دوستان شنيدند كه وي به شهادت رسيده است، اين خبر خيلي تأثير بر روحيه آنان گذاشت و افسوس خوردند كه يك رزمنده باايمان را از دست دادند.
والسلام.
منبع: پرونده فرهنگی بنیاد شهید آذربایجان غربی


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده