خاطرات آقای علی کاشفی
چهارشنبه, ۰۷ شهريور ۱۳۹۷ ساعت ۱۳:۵۵
فرمايشات امام رحمت ا... چنان در او مؤثر واقع شده بود كه ايشان كار و زندگي‌اش را در مبارزه و فعاليت در پايگاه ها و نگهباني در خيابانها مي گذراند.


نوید شاهد آذربایجان غربی: پاسدار دلاور و فرمانده شهيد «كريم امراهي» در سال1332 در روستاي قره‌قشلاق ديده به جهان گشود. همزمان با آغاز انقلاب اسلامی در دوره راهنمايي بود که سنگر علم را رها کرده و برای پیروزی انقلاب از جان و دل تلاش کرد سپس به شغل دامداري و كارگري پرداخت. با پیروزی انقلاب به عضویت بسیج و بعد به عضویت رسمی سپاه پاسداران نائل آمد. در مناطق حاج عمران و سردشت و پاكسازي مناطق مختلف كردستان در مسئولیتهای مختلف «مسؤولیت بررسی پایگاه های سلماس»، «معاون و مسؤول محور محور خناون»، «معاون گردان حضرت رسول(ص) (جندا...)»، «فرماندهی گردان حضرت امام حسین(ع)»، «فرماندهی گردان جندا... سلماس» فداکارانه فعالیت نمود. اوخستگی ناپذیر بود و مشکلات هرگز نتوانست خللی در اراده او پدید آورد. این سردار برومند اسلام به خاطر عشق به خدا و اسلام همیشه آماده حضور در جبهه ها بود که در نهایت در دهم شهریور سال 68 در روستای میدانلار سلماس در درگیری با افراد حزب دموکرات به مقام والای شهادت نائل آمد.


بنده  شهيد امراهی را از سال1350 مي شناختم. آنان چند برادر بودند. به جرأت مي توانم بگويم اين شهيد در خانواده‌اش يك دسته گل بهشتي بود. او از نظر تقوا و عقيده با آنها خيلي فرق داشت. خداوند هميشه خوبان را به پيش خود فرا مي خواند.
شهيد كريم امراهي قبل از انقلاب انسان سربه زيري بود و به هيچ كس آزار و اذيت نمي‌كرد. در تمام راهپيمائيهاي ضد طاغوتي شركت مي‌كرد و در تأمين احتياجات مردم كمك مي كرد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي به رهبريت امام (ره) اين شهيد عضو پايگاه شد. نخست سرگروه بود بعدا از پايگاه پرواز كرد و رفت لباس مقدس پاسداري پوشيد. شهيد امراهي چندان تحصيلاتي نداشت، ولي با اين همه مانند يك دانشمند عمل مي‌كرد و با همه دوست بود. خصوصيات اخلاقي ايشان خيلي خوب بود. طرفدار انقلاب اسلامي بود. 
در همان بدو انقلاب بعضي از روستائيان براي طرفداري از شاه به شهر آمدند. ما هم در مقابل آنها مي ايستاديم. در آن هنگام يك نفر از شهریها با روستائيان در طرفداري از شاه همكاري مي كرد كه این شهید او را شناسائي كرد و بعدا به خاطر انقلاب با او چنان درگير شد كه منجر به چاقو خوردن اين شهيد شد. وضع وخيمي داشت اما بحمدا... نجات يافت. انگار انقلاب لازمش داشت تا بعدا سر موقع گلچين شود.
فرمايشات امام رحمت ا... چنان در او مؤثر واقع شده بود كه ايشان كار و زندگي‌اش را در مبارزه و فعاليت در پايگاه ها و نگهباني در خيابانها مي گذراند. 
در آن زمان كه جنگ تحميلي عليه انقلاب اسلامي و كشورمان شروع شد، تمام ملت ايران به رهبري امام به هيجان آمدند و همه جوانان و پيروان غيرتمند اين وطن به جبهه شتافتند؛ از آن جمله شهيد امراهي بود كه مسؤولیتهای زیادی در جبهه بر عهده داشت.
 بنده با ايشان تقريبا 2 ماه در جبهه كردستان بوديم. ايشان جانشين گردان جندا... سلماس بود. هر چند يك بار به بچه ها سر مي زد. هميشه سرحال بود و كم سخن مي گفت. مدام در فكر ريشه كني دشمنان اسلام بود. ايشان بعدا به مقام فرماندهي گردان جندا... نائل گردید. در تمام جبهه ها شركت داشت و عمليات انجام مي‌داد تا اينكه در مبارزه با دشمن داخلي (ستون پنجم) در جبهه كردستان به درجه رفيع شهادت نائل گرديد. 
زماني كه خانواده ايشان از شهادتش اطلاع يافتند، خيلي ناراحت شدند. مي گفتند: خدايا اين قرباني را از ما بپذير. شهادت ايشان خانواده‌اش را بسيار منقلب ساخت تا جائي كه برادر این شهيد مدتي خانه و زندگي‌اش را رها نموده و به شغل مقدس پاسداري مشغول شد و همچنين بعضي از دوستان ايشان به شغل مقدس پاسداري روي آوردند.
مراسم تشییع جنازه اين شهيد پرشكوه بود. سرود جمهوري اسلامي توسط ارتش جمهوري اسلامي خوانده شد و تمام مردم شهيدپرور شهرستان سلماس در اين تشییع شركت داشتند.
روحش شاد و راهش پررهرو باد.

منبع: پرونده فرهنگی بنیاد شهید آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده