وصیت نامه شهید شيرزاد نجات‌فر
از فرزندمان محمد به خوبی محافظت کن و سعی کن تا اهراف و آرمانهایی که من بخاطر آن از زندگی و حانم گذشتم به او بگو تا پسرم نیز ادامه دهنده راه شهدا باشد.



نوید شاهد آذربایجان غربی: گروهبان سوم شهيد «شيرزاد نجات‌فر» در سال 1337در يك خانواده روستائي در «تپه باش فيرورق» 1337 ديده به جهان گشود. تا سال سوم متوسطه درس خواند سپس به استخدام ارتش در آمد. پس از طي دوران آموزش با درجه گروهبان سومي در دسته زرهي مشغول شد و برای نبرد عازم جنوب و سپس براي آزادي بصره روان گرديد. پس از پيكارهاي مداوم و حملات بي‎وقفه خونين شهر، خدایش او را در سی ام تیر سال 61 بازخواند و با شهادت خود در راه خدا لبيك حق را پذیرفت گفت و پس از آزادسازي شهر خونين شهر به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

بسمه تعالي

چند كلمه به حضورتان عرض مي‌كنم كه در جريان باشيد. چون من در خانه وصيتنامه ننوشتم. اگر يك موقع ما در راه اسلام شهيد شديم، ‌چند كلمه مي‌گويم كه بايد اينها را رعايت كنيد.
حاجیه خانم! از فرزندمان محمد به خوبی محافظت کن و سعی کن تا اهراف و آرمانهایی که من بخاطر آن از زندگی و حانم گذشتم به او بگو تا پسرم نیز ادامه دهنده راه شهدا باشد.
تمامی عزیزانم! پدر و مادر و خواهر و برادر و عمه و خاله مهربانم اگر يك موقعي بالاخره اين خون ناپاك خود را در راه اسلام فدا كرديم، برایم زياد گريه نكنيد. چون آن وقت من ناراحت مي‌شوم. هيچ وقت گريه نكنيد و خودتان را به زحمت نيندازيد و به خودتان زجر ندهيد.
بالاخره خدا بزرگ است و اميدتان را به خدا ببنديد. نااميد نباشيد. آن خدائي كه مرا آفريده شايد الان چنين صلاح ديده كه خوشبختي من در اين راه بوده و مرا به اين راه فرستاده. خدا هر طور كه صلاح بداند مصلحت همان است. شكر به مصلحت خدا. كفران نعمت نكنيد. داد و فرياد نزنید و گريه و زاري نكنيد و اميد و چشمتان به خدا باشد كه هر چه آيد از طرف خدا آيد.
 مرگ راهي است كه از بزرگ گرفته تا كوچك، چه پنج روزي زود و چه پنج روز دير، نصیبش خواهد شد. همه ما اين راه را خواهيم رفت. هر كجا برويم هزار سال زندگي كنيم و يا پنج سال، بالاخره عاقبت اين راه را خواهيم رفت. يكي زود و يكي دير خواهد رفت. پس شما نبايد هيچ گونه ناراحتي به قلب و دلتان راه ندهيد.

منبع: پرونده فرهنگی بنیاد شهید آذربایجان غربی



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده