وصیتنامه فرمانده شهید جواد قنبری
بارالها ما را از توصيه كنندگان به حق و توصيه كنندگان به صبر قرار بده. بارالها ما را مرگی عطا كن كه در آن خوارى و ذلت نباشد.
خدایا شهادت را نصیبم کن


نوید شاهد آذربایجان غربی: پاسدار و فرمانده شهید «جواد قنبری قاضی جهان» در سال 1334، در قاضی جهان ارومیه چشم به جهان گشود. تحصیلات خود را تا اخذ مدرک دیپلم ادامه داد سپس به خدمت سربازی رفت. با اوجگیری مبارزات انقلابی، کار خود را در تبریز رها کرده و در ارومیه در تظاهرات حضوری فعال پیدا می کند. با پیروزی انقلاب، وارد سپاه پاسداران شده و به فرماندهی سپاه شهرستان ماکو و بازرگان منصوب شد. سرانجام در پانزدهم خرداد ماه سال 1359 در شهرستان ماکو در مبارزه ای شجاعانه با گروهک ضد انقلاب به درجه رفیع شهادت نایل گردید.

‏بسم ا... الرحمن الرحيم 
«والعصر ان الانسان لفى خسرالا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر».
بارالها ما را از توصيه كنندگان به حق و توصيه كنندگان به صبر قرار بده. بارالها ما را مرگی عطا كن كه در آن خوارى و ذلت نباشد.
بارالها ما را زندگى على وار، مرگى على گونه و برخاستنى على مانند عنايت فرما.
چه باك از موج بهر آن را كه باشد نوح كشتيبان
ابراهيم زمان، بت شكن تاريخ، اين درهم كوبنده ستمگران و به لرزه درآورنده زورمندان و تزوير پيشه گان عصر به نيروى لايزال الهى در دست امت مسلمان، تمام يأسها و خودباختگى ها را زدوده است.
هر آن در انتظار روزيم كه گلوله اى از لوله تفنگ دشمنم خارج شده و بر سينة سپر كرده ام، قرار گيرد. از مرگ بى ثمر مى ترسم، لكن آرزويم اين است كه مرگم نيز بتواند سازندگى داشته باشد. اگر شربت شهادت نصيبم شد اين انتظار از پدر و مادر پيرم است كه قربانى خود را در پيشگاه خداي و نزد پيامبران و پيشوايان و همرزمان، خوار نكنند. دوست ندارم كه كسى بر من بگويد كه من مال كسى نيستم. من از آن خدايم هستم و هر وقت اراده كند به پيش او خواهم رفت. البته اگر لياقتش را داشته باشم. 
انتظارم از برادران و خواهرانم اين است كه براى به انزوا كشيدن ...
و (در اين موقع بود كه قلم برادرمان را شكستند) و او به خدايش پيوست.          

منبع: پرونده فرهنگی بنیاد شهید آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده