به مناسبت ماه رمضان
براي محكم كردن سنگر و حفظ جانهايمان به خاطر حفظ انقلاب، امام و وطن وعزيزمان نهايت تلاشمان را كنيم



نوید شاهد آذربایجان غربی: سردار رشيد اسلام شهيد «محمود قلندري» متولد سال 1340، که همزمان با اخذ مدرک دیپلم، جهت پیروزی انقلاب بسیار فعال بود، به طوری كه منزل ايشان به عنوان يك پايگاه و محل حركت و تجمع جوانان انقلابی بود. بعد از انقلاب حین تحصیل در دانشگاه در بسیج سپاه ثبت نام نموده و در جبهه ها  شرکتی فعال داشت. تا اینکه در صبحگاه یکم خرداد ماه سال 1365 که مصادف با ماه مبارک رمضان بود، در حاج عمران تا اذان صبح نبرد كرد و حماسه ها آفرید و بالاخره در چنین روزی، روز دوازدهم رمضان به سوی پروردگارش پر کشید.

سنگرساز بي سنگر
هر كاري با نام خدا آغاز نشود، ابتر است.
سپاس و آفرين ايزد جهان آفرين راست، آن كه اختران رخشان به پرتو روشني و پاكي او تابنده اند و چرخ گردان به خواست و فرمان او پاينده، آفريننده اي كه پرستيدن اوست سزاوار، هست كننده پس از نيستي و نيست كننده پس از هستي و پادشاهي است او را زيبنده.
در طول دوران تحصيل در سالهاي 75 - 71، در مركز بسيج دانشجويي دانشگاه پيام نور نقده، عضو فعال شوراي پايگاه بود و همه به همراه دوستان در بخش فرهنگي، به طور شبانه روز افتخار خدمتگزاري در اين مركز مقدس را داشتيم كه حاصل زحمات ما نشريه اي به نام عاشق ترين بسيجي بود كه به صورت گاهنامه منتشر مي شد. تمامي مطالب نشريه را خودمان تهيه، تنظيم و تايپ مي كرديم و مشوق و راهنماي ما برادر سروان پاسدار، عسگر سهندآبادي، مسؤول محترم بسيج دانشجويي دانشگاه بود كه ايشان نيز از ياران دلسوز امام و انقلاب بود و درد جبهه و جنگ را چشيده بود.
عسگر آقا همواره در طول خدمت و تحصيل در دانشگاه، اعضاي پايگاه را با چهره هاي شاخص انقلاب، بسيج، سپاه، جبهه و جنگ آشنا مي كرد و خاطرات به ياد ماندني از دوستان و همرزمان شهيدش را نقل مي كرد كه براي حقير خاطرات شهيد محمود قلندري دانشجوي بسيجي كه در سال 1365 در منطقه حاج عمران به فيض شهادت نايل شد؛ بسيار جالب و آموزنده بود كه براي هميشه در صفحات ذهنم نقش بسته است كه جا دارد ديگران نيز از آن بي بهره نباشند.
محمود قلندري شهيدي نستوه، عاشق امام و خط امام كه دائما در ياد امام و انقلاب بود و هر لحظه آماده فداكاري و جان نثاري بود. در سال 1365 در اثر مجروحيت براي التيام يافتن و استراحت از جبهه جنوب به مرخصي آمده بودند. آن موقع كه منطقه حاج عمران در شديدترين وضع زير‌ آتش سنگين و حملات پي در پي دشمن بعثي قرار داشت، جهت تعويض نيروي خطوط حاج عمران به سپاه نقده تلكس كرده بود كه در اسرع وقت نسبت به تعويض نيرو براي استراحت اقدام كنند كه آن موقع برادر سهندآبادي، مسؤوليت گزينش بسيج سپاه نقده را به عهده داشت. شهيد محمود قلندري به محض اطلاع از موضوع، به ايشان مراجعه كرده و قول مي دهند كه در كوتاهترين فرصت نيروي مورد نياز را آماده سازند. سريعا به قولشان عمل كرده و نيروي لازم رابه وسيله پيام سفارشي (تلفن، نامه دستي) دعوت و آماده مي سازند. بعد از آماده شدن نيروي لازم در موقع انتخاب فرمانده گردان قائم(عج) فرماندهي آن را به ايشان پيشنهاد مي گردد كه ايشان به هيچ وجه فرماندهي گردان را قبول نداشتند و تأكيد مي كردند كه از برادران ديگر براي فرماندهي استفاده كنند ولي مسؤولين سپاه با توجه به شناختي كه از اخلاص، تقوي و قدرت فرماندهي ايشان سراغ داشتند، بالاجبار فرماندهي گردان را به وي محول مي سازند و گردان به فرماندهي ايشان راهي جبهه حاج عمران مي شود.
نقل مي شود كه موقع آماده سازي سنگر در منطقه، ‌شهيد قلندري بيشتر از همه كار مي كرده است. حتي يكي از بسيجيان به برادر شهيد قلندري گفته است كه ما هر چقدر در خصوص تحكيم سنگرمان تلاش كنيم اگر يك فقره خمپاره 80 به سنگرمان اصابت كند بلافاصله شهيد مي شويم ديگر اين استحكام براي چيست؟! 
ايشان در جواب گفتند اولا بايستي براي محكم كردن سنگر و حفظ جانهايمان به خاطر حفظ انقلاب، امام و وطن وعزيزمان نهايت تلاشمان را كنيم و در ضمن اگر اصابت هم كند حداقل با فاصله شهيد نشويم. به پشت خط انتقال مي يابيم، وقتي پدر و مادر، خواهران و برادران و دوستان و آشنايان به ملاقاتمان آمدند از آنها حلاليت مي طلبيم، خداحافظي مي كنيم و به جايگاه ابدي مهاجرت مي كنيم.
در همان شب،‌ بعد از نماز صبح و خواندن قرآن و دعا در اثر اصابت تركش خمپاره به درجه لقاءا... پيوستند، خدا روحش را شاد و با شهيدان كربلا محشورش نمايد.
اي شهيد! سلام بر تو و روح بلندت! سلام بر بلندي هاي حاج عمران! خوشا به حالت اي سرزمين پاك جبهه! كه ميزبان چنين ميهمان قلندري بودي! آيا آن سنگرهاي كوچك كه به دست محمود، بالا رفته بود تپش آن دل بزرگ را از خاطر خواهند برد؟
آيا نماز شب آن يار خميني(ره) را  فراموش خواهد كرد؟ او نشان داد كه اهل غيرت است، تشنه شهرت و قدرت نيست.
نشان داد كه سرمايه اي عظيم تر از يك قرآن جيبي و چفيه اي كه سجاده نماز مي شود وجود ندارد.
پس سلام بر شبهاي عمليات! سربندهاي يا حسين(ع)! سلام بر كوچه اي كه نامش را با نام شهيد محمود قلندري عوض كرده است؟
آيا مردمان آن كوچه مي دانند كه محمود در جبهه حاج عمران چگونه قلندري بوده است؟ او شير روز بوده و عابد شب!
مرد اشك و آهن! سرب و باروت! سلام بر او و راه بر حق او!


گزيده اي از وصيت نامه شهيد معظم محمود قلندري

ملت شريف ايران بايد بدانند كه چه مي كنند و چه بايد بكنند، بايد كساني را به روي كار آورند كه صددرصد مكتبي و انقلابي باشد و اصل ولايت فقيه را قبول بكند. به رهبري همين ولايت فقيه بود كه توانستيم به ياري ا... انقلاب را به پيروزي برسانيم و ديگران هيچ نقشي ندارند. انقلاب را زاغه نشينان و مردمان ضعيف و زحمتكش به اينجاها رسانده اند و انقلاب مال ضعيفان است و حق هم مال همان قشر است و ديگران هيچ نقشي ندارند و امروز همان قشر بايد امور را در دست بگيرند و همان قشر مسؤول پاسداري از انقلاب است.

منبع: پرونده فرهنگی بنیاد شهید آذربایجان غربی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده